حديث پژوهى - مهريزى، مهدى - الصفحة ٢٣ - ٢ اصالت حديث و عدم حجيت ظواهر قرآن
العصمة،[١] فى تأويل مشكلاته و حلّ مبهماته؛[٢] اخباريانى كه سخن آنان را يافتيم، افراط و تفريط كردهاند. برخى از آنان فهم قرآن را مطلقاً منع كردهاند و گفتهاند كه: «قل هو اللَّه أحد» را نيز جز با تفسير نمىتوان فهميد و برخى ديگر، تفسير آيات را تا آن جا تجويز كردهاند كه در حلّ مشكلات قرآن، خود را شريك معصومان قرار دادهاند.
او در پايان سخن خود مىگويد:
در اين زمينه، كلام شيخ طوسى در تبيان فى تفسير القرآن، قابل قبول است. وى در اين كتاب، آيات قرآن را به چهار دسته تقسيم مىكند: دسته اوّل را جز خداوند، كسى نمىداند، مانند: «إنّ اللَّه عنده علم الساعة».
دسته دوم، آياتى است كه معناى ظاهرىاش مطابق با مراد است. اين دسته را تمام عرب زبانان مىفهمند، مانند: «ولا تقتلوا النفس الّتى حرّم اللَّه إلّابالحق».
دسته سوم، آياتى است كه مجمل است و ظاهر آن از مراد تفصيلى خداوند خبر نمىدهد، مانند: «أقيموا الصلاة».
دسته چهارم، آياتى است كه الفاظ آنها مشترك ميان چند معناست و بدون سخن پيامبر و معصوم عليهم السلام نمىتوان يكى را تعيين كرد.[٣] عمدهترين دلايل اخباريان- چنانكه شيخ انصارى در كتاب رسائل بيان كرده-، دو امر است:
١. استناد به اخبار منع از تفسير به رأى و اين كه فهم قرآن از عقول بشر برتر است.
٢. وجود تخصيص و نَسخ در آيات قرآنى كه سبب اجمال آن مىگردد.
شيخ انصارى در پاسخ به دليل اوّل مىگويد:
اولًا تفسير قرآن و عمل به ظواهر، مصداق تفسير به رأى نيست، ثانياً در قبال اين
[١]. وى در الدرّة النجفية از فيض كاشانى نام مىبرد كه چنين ادّعايى دارد( الدرّة النجفية، ص ١٧١)
[٢]. الحدائق الناضرة، ج ١، ص ٢٧
[٣]. التبيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٦٠٥