دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٣
١٧٤.امام على عليه السلام ـ از سخنان ايشان در نكوهش بصريان پس از جنگ جمل ـ :سرزمين شما خاكش متعفّن ترين سرزمين خداست ، نزديك ترينِ سرزمين ها به آب و دورترين آنها از آسمان است ، و نُه دهم شرّ و بدى در اين سرزمين است . آن كه در اين شهر بماند به كيفر گناه خويش است ، و آن كه بيرون رفته عفو خداوند شامل حالش شده . گويا مى بينيم كه اين آبادى شما را آب فرا گرفته است تا جايى كه تنها كنگره هاى مسجد آن ديده مى شود ، همچون سينه مرغى در ميان دريا .
٧ / ٣
اصفهان
١٧٥.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از ابن مسعود ـ :نزد امير مؤمنان عليه السلام در مسجد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بودم كه مردى صدا زد : كيست كه مرا به مردى ره نمون شود تا از او دانشى بر گيرم ؟ و رفت . من به او گفتم : اى مرد ! آيا سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را شنيده اى كه : «من شهر علمم و على دروازه آن شهر است» ؟ گفت : آرى . گفتم : پس كجا مى روى ، در حالى كه على بن ابى طالب ، اين جاست ؟ مرد باز گشت و در برابر ايشان زانو زد . [امام عليه السلام ] به او فرمود : «تو از كدام شهر خدايى ؟». گفت : از اصفهان . فرمود : «بنويس : على بن ابى طالب اِملا كرد : در اهالى اصفهان، پنج خصلت نيست : بخشندگى ، شجاعت ، امانتدارى ، غيرت ، و محبّت ما خاندان» . گفت : باز هم بفرماييد ، اى امير مؤمنان! ايشان به زبان مردم اصفهان فرمود : «اروت اين وس» ، يعنى : امروزت را اين بس!