دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
فصل دوم : بايسته هاى شهرها
٢ / ١
امنيّت
١٤.امام على عليه السلام : خداى سبحان ، آدم را در سرايى سُكنا داد كه در آن ، زندگى اش را فراخ و پُر نعمت گردانيد و جايگاهش را در آن سراى ، امن و امان قرار داد .
١٥.امام على عليه السلام ـ در فرمانش به مالك اشتر ـ :صلحى را كه دشمنت ، تو را بِدان فرا مى خوانَد و خشنودى خدا در آن است ، هرگز رد مكن ؛ زيرا صلح ، مايه آسايش سپاهيان تو ، و راحتى خودت از اندوه ها و دردِسرهايت ، و امنيّت سرزمين توست .
١٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از عمرو بن عبسه سلمى ـ :از خدايان قومم در جاهليت ، روى گردانيدم ... تا آن گاه كه به خدمت ايشان (پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ) رسيدم و سلام دادم و گفتم : تو كيستى ؟ فرمود : «پيامبر» . گفتم : پيامبر چيست ؟ فرمود : «فرستاده خدا» . گفتم : چه كسى تو را فرستاده است ؟ فرمود : «خداوند» . گفتم : براى چه فرستاده است ؟ فرمود : «براى برقرارىِ پيوند خويشاوندى ها ، و حفظ خون ها ، و امنيت راه ها ، و شكسته شدن بت ها ، و پرستش خداى يگانه و نفى هر گونه شريكى براى او» .