دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧
٧٥.صحيح مسلم ـ به نقل از ابو برزه ـ :گفتم : اى پيامبر خدا ! به من چيزى بياموز كه از آن سود برم . فرمود : «چيزهاى آزاررسان را از سر راه مسلمانان ، كنار بزن» .
٧٦.مسند ابن حنبل ـ به نقل از انس ـ :بر سر راه مسلمانان ، درختى بود كه موجب آزار و گزند مردم بود . مردى آمد و آن را از راه مردم برداشت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «او را ديدم كه در سايه آن درخت در بهشت مى غلتد» .
٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : به بهشت نگريستم و در آن ، بنده اى را ديدم كه هيچ كار نيكى نكرده بود . گفتم : خداوند از چه چيزِ اين بنده قدردانى كرده كه او را به بهشت در آورده است ؟ گفته شد : اى محمّد ! اين مرد به خاطر رضاى خدا ، اشيايى را كه موجب آزار و گزند مى شد ، از سر راه مسلمانان بر مى داشت ، پس خداوند براى قدردانى از اين كارش او را به بهشت در آورْد .
٧٨.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : عيسى بن مريم عليه السلام بر گورى گذشت كه صاحب آن ، عذاب مى شد . سال بعد نيز بر همان گور گذشت و ديد كه ديگر عذاب نمى شود . گفت : خداوندا ! پارسال از اين گور گذشتم و صاحبش عذاب مى شد ، و امسال كه از آن مى گذرم ، ديگر عذاب نمى شود ؟! خداوند به او وحى فرمود كه : «فرزند صالحى داشت كه بزرگ شد و راهى را ساخت و يتيمى را پناه داد و من او را به سبب آنچه فرزندش انجام داد ، آمرزيدم» .
٧٩.المناقب، ابن شهرآشوب ـ در بيان كارهاى امير مؤمنان عليه السلام ـ :و راه مكّه را تعمير كرد .
٨٠.امام صادق عليه السلام : [زين العابدين عليه السلام ] هر گاه بر راهى مى گذشت و كلوخى را در ميان راه مى ديد ، از چارپايش پياده مى شد و با دست خود ، آن را از راه ، كنار مى زد .