دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥
ب ـ گريه بر پسرش
٣٢٣.امام صادق عليه السلام : چون ابراهيم فرزند پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در گذشت ، چشمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله اشكبار شد و سپس فرمود : «چشم ، اشك مى ريزد و دل مى سوزد ؛ امّا چيزى نمى گوييم كه خدا را ناخشنود سازد . ما براى تو ـ اى ابراهيم ـ اندوهناكيم» .[١]
ج ـ گريه بر عمويش حمزه
٣٢٤.سير أعلام النبلاء ـ به نقل از جابر ـ :پيامبر صلى الله عليه و آله چون حمزه را كشته ديد ، گريست و چون بدن مُثله شده او را ديد ، صدايش به گريه بلند شد .
د ـ گريه بر فاطمه بنت اسد
٣٢٥.امام صادق عليه السلام : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بود كه امير مؤمنان عليه السلام گريه كنان نزد او آمد . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : «چرا گريه مى كنى ؟». گفت : مادرم فاطمه از دنيا رفت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «به خدا سوگند ، و مادر من [هم بود]» . آن گاه به سرعت، خود را به خانه رساند و چشمش كه به او افتاد، گريست . سپس به زنان دستور داد كه او را غسل دهند .
[١] در باره گريه پيامبر صلى الله عليه و آله بر پسر ديگرش (طاهر) و نيز بر نوه اش ، ر .ك : ص١٤٩ ـ ١٥١ ح١٠١ ـ ١٠٥ (دل رحمى) .