دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٩
٣٤.امام على عليه السلام : بهترين سخن ، آن است كه نه ملال بياورَد و نه كم بگذارد .[١]
٣٥.امام على عليه السلام : سخن نيكو و مختصر بگو ؛ زيرا اين براى تو زيباتر است و بر فضل تو ، دلالت بيشترى دارد .
٣٦.امام على عليه السلام : نيكويى گفتار ، در اختصار است .
٣٧.امام على عليه السلام : نيكوترين سخن ، آن است كه گوش ها آن را پس نزنند و فهميدنش انديشه ها را به رنج نيفكند .
٣٨.امام على عليه السلام : نيكوترين سخن ، آن است كه دسته بندى و تركيب شايسته اش ، آن را زينت داده باشد و آن را هم عموم مردم و هم خواصّ آنان بفهمند .
٢ / ٤
ستوده تر از شيوايى و اندرزگوتر از سخنور
٣٩.امام على عليه السلام : اگر در گفتن ، شيوايى است ، در سكوت ، رهيدن از لغزش هاست .
٤٠.امام على عليه السلام : ستوده تر از شيوايى ، سكوت در جايى است كه گفتن ، شايسته نيست .
٤١.الكافى ـ به نقل از ابراهيم بن اسحاق اَحمَرى ، كه سند خود را به اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ :هنگامى كه امير مؤمنان عليه السلام ضربت خورد ، عيادت كنندگانش پيرامونش جمع شدند و به ايشان گفته شد : اى امير مؤمنان ! وصيّت بفرما . فرمود : «برايم متّكايى بگذاريد» و سپس فرمود : «سپاس و ستايش، خداى را ، چنان كه حقّ اوست . همگى پيرو فرمان اوييم و او را چنان كه دوست دارد ، مى ستايم . و معبودى جز خداى يگانه يكتاى بى نياز نيست ، چنان كه خود را اين گونه شناسانده است . اى مردم! ... من تا ديروز ، يار و همدم شما بودم و امروز ، مايه عبرت شمايم و فردا از شما جدا مى شوم . اگر گام در اين لغزشگاه [دنيا] استوار ماند [و من از دنيا نرفتم]، كه مرادْ حاصل است ، و اگر قدم لغزيد [و رفتم]، بدانيد كه ما در سايه سار شاخه ها و وزش بادها ، و زير سايه ابرى كه در هم پيچيده آن در فضا از هم مى پاشد و اثرش در زمين از بين مى رود ، [در دنيايى ناپايدار و گذرا] زندگى مى كنيم . جز اين نيست كه من براى شما همسايه اى بودم كه پيكرم چند روزى در كنار شما بود و به زودى، پيكر بى جان مرا تشييع خواهيد كرد ؛ پيكرى كه حركت داشته و آرام گرفته، و سخن مى گفته و ديگر خاموش گشته است. اين آرام گرفتنم و ديده فرو بستنم و از حركت افتادن اعضايم ، شما را اندرز مى دهد ، و اين، براى شما اندرزگوتر از گوينده سخنور است» .
[١] اِطناب مُمِل و ايجاز مُخِل در آن نباشد .