دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٦
«فصاحت» يك بار در نقل داستان مأموريت موسى عليه السلام براى دعوت فرعون و پيروانش به توحيد ، مطرح شده است ، آن جا كه از خداوند متعال مى خواهد برادرش هارون را كه از او فصيح تر سخن مى گويد ، در امر رسالت با وى همكار سازد : «وَ أَخِى هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّى لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِىَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِى إِنِّى أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ . [١] و برادرم هارون ، از من شيواتر است . پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند ؛ زيرا مى ترسم مرا تكذيب كنند» . امّا در احاديث اهل بيت عليهم السلام ، بلاغت به گونه هاى مختلف ، تعريف شده است ، مانند : البَلاغَةُ ما سَهُلَ عَلَى المَنطِقِ و خَفَّ عَلَى الفِطنَةِ . [٢] بلاغت ، آن است كه به گفتار روان و فهم آسان باشد . و نيز : البَلاغَةُ أن تُجيبَ فَلا تُبطِئَ و تُصيبَ فَلا تُخطِئَ . [٣] بلاغت ، آن است كه در جواب ، كندى نكنى و درست بگويى و خطا ننمايى . همچنين در حديثى آمده كه امام على عليه السلام در بيان ويژگى هاى فصيح ترينِ مردم فرمود : المُجيبُ المُسكِتُ عِندَ بَديهَةِ السُّؤالِ . [٤] كسى كه به پرسش ناگهانى ، پاسخ دندان شكن دهد .
[١] قصص : آيه ٣٤ . [٢] ر . ك : ص ٥٤٢ ح ١٩ . [٣] ر . ك : ص ٥٤٢ ح ٢٠ . [٤] ر . ك : ص ٥٤٤ ح ٢٨ .