دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨١
دختر به نُه سال نرسيده باشد . چنين كودكى احكام اسلام بر او جارى است و از تابعيت پدر و مادر كافر ، خارج مى گردد .
٢ . بلوغ حقوقى
در مورد نفوذ عقود و معاملات (مانند : بيع ، اجاره ، رهن ، وصيّت و طلاق) ، رسيدن به سنّ ده سالگى كافى است ، البتّه به شرط رشد عقلى .
٣ . بلوغ اجراى حدود و تعزيرات
براى اجراى حدود و تعزيرات ، رسيدن دختر به حدّ زنان و آماده شدن براى ازدواج و قدرت بدنى ، كافى است ، هر چند ده سال هم نداشته باشد .
٤ . بلوغ عبادى
براى واجب شدن عبادات ، يكى از دو امر كافى است : عادت ماهيانه و يا سنّ سيزده سالگى (بويژه در مورد روزه) .[١] بارى ، مى توان گفت كه نظريّه اخير ، با آنچه در معناى بلوغ از نگاه قرآن مطرح شد و همچنين با نظريّه روان شناسان در باره بلوغ ـ كه در ادامه بحث خواهد آمد ـ ، هماهنگى دارد . البتّه بايد توجّه داشت كه ـ چنان كه اشاره شد ـ [٢] ، اشكالاتى در باره اين نظريّه مطرح شده كه جاى بيان آنها در مباحث تفصيلى فقهى است و آنچه در اين جا مطرح شد ، تنها اشاره اى به ديدگاه هاى مختلف فقهى در باره علائم بلوغ بود . [٣]
[١] كاوشى در فقه: ج ١ ص ٢٥١ . [٢] ر . ك : ص ٤٧٦ (پانوشت ١) . [٣] در دائرة المعارف بزرگ اسلامى (ج ١٢ ص ٥٢٨) آمده : «برخى گزارش هاى رسيده از سده نخست هجرى نشان مى دهند كه صرفا ظاهر شدن نشانه هاى جسمى ، به عنوان تحقق بلوغ و مبدأ زمانى تكليف ، تلقّى شده اند (صنعانى ، عبد الرزّاق : ج ٤ ص ١٥٣ و سعيد بن منصور : ج ٣ (١) ص ١٥٢ و ابن ابى شيبه : ج ٦ ص ٢٢١ و حرّ عاملى : ج ١١ ص ٤٥. نيز ، ر . ك : ابن قاسم : ج ١٦ ص ٢١٧ و بخارى : ج ٢ ص ٩٤٧) . از اواخر سده اوّل و طى سده دوم هجرى ، در كنار تأكيد برخى فقيهان بر نشانه هاى جسمى (ر . ك : طحاوى : ج ٣ ص ٢١٧ و نيز ابن ابى شيبه : ج ٥ ص ٤٨٠) ، از سوى برخى ديگر ، رسيدن به مقطع سنّى خاص نيز نشانه بلوغ تلقّى شده است (ر . ك : سعيد بن منصور : ج ٣ (٣) ص ٣٨٢ و بخارى : ج ٢ ص ٩٤٧) . غالب فقيهان اصحاب حديث ، برخى از فقيهان مالكى و حنفى و عموم فقيهان شافعى و زيدى ، پانزده سالگى را به عنوان سنّ بلوغ در دختر و پسر پذيرفته اند (ر . ك : شافعى : ج ٣ ص ٢٢٠ و طحاوى : همان جا و جصاص : ج ٣ ص ٦٢٥ و ابو اسحاق : ج ١ ص ٣٣٠ و ابن عربى ، عارضة... : ج ٦ ص ١١٦ ، احكام : ج ١ ص ٣٢٠ ؛ ابن قدامه : ج ٤ ص ٥١٤ ، نووى : ج ١٣ ص ١٩ و ٢١ ، ابن مرتضى : ج ١ ص ١٥٠ ، مرداوى : ص ٣٢٠ ، غنيمى : ج ٢ ص ٧١) . امّا رأى ابو حنيفه شايان تأمّل است كه بلوغ پسر را در هجده سالگى (روايت ابو يوسف و حسن بن زياد) يا نوزده سالگى (روايت محمّد بن حسن) و بلوغ دختر را در هفده سالگى مى دانست (جصاص : همان جا) . در سده ٣ ق / ٩ م ، داوود اصفهانى ، بنيان گذار مكتب ظاهرى ، ملاك قرار دادن سن براى تحقّق بلوغ را مخالف مضمون روايات «رفع قلم از صبى» شمرد . به نظر وى ، مادام كه نشانه هاى جسمى بلوغ در فرد ظاهر نشوند ، هر چند سال كه بر او بگذرد ، بالغ نشده است (ابن قدامه ، همان جا ، نووى : ج ١٣ ص ٢٢)» .