دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥
فصل چهارم : وظايف مسلمانان نسبت به سرزمينشان
٤ / ١
وطن دوستى[١] ايستاده بود ـ :
٤٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ خطاب به مكّه، در حالى كه در حَزوَرهبه خدا سوگند كه تو بهترين زمين خدا و محبوب ترين زمين خدا در نزد من هستى . به خدا سوگند كه اگر مرا از تو بيرون نكرده بودند ، هرگز از تو بيرون نمى رفتم .
٤٨.تنبيه الخواطر : ابان بن سعيد خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد . ايشان فرمود : «اى ابان ! وقتى كه آمدى ، مكّيان چگونه بودند ؟». گفت : در حالى آنان را ترك كردم كه باران بسيارى باريده بود و بوته هاى اِذخَر،[٢] شاخ و برگ داده بودند و برگ علف هاى يَز،[٣] سبز شده بود . [با شنيدن اين سخنان،] چشمان پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و يارانش غرق در اشك شد .
٤٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : خدايا ! ابراهيم ، دوست و بنده و پيامبر تو ، براى اهل مكّه دعا كرد ، و من ، محمّد بنده و پيامبر و فرستاده تو ، براى اهل مدينه دعا مى كنم ، همانند دعايى كه ابراهيم براى اهل مكّه كرد . دعا مى كنيم كه به پيمانه و ترازو و ميوه هاى آنان بركت عطا فرمايى . بار خدايا ! مدينه را محبوب ما گردان ، چنان كه مكّه را محبوب ما گردانيده اى .
[١] حَزوَره ، در لغت به معناى تپّه و پُشته كوچك است و نام بازار مكّه بوده است (فرهنگ اعلام جغرافيايى ـ تاريخى در حديث و سيره نبوى : ص ١٣٦) . م . [٢] اذخر ، گياه معروفى در حجاز است. [٣] واژه «ثمام» در متن عربى ، گياه علفى و وحشى و زراعتى است از تيره گندميان .