دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢١
٣٥٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون آدم ، نافرمانى پروردگارش كرد ، آواز دهنده اى از نزد عرش ، او را ندا داد كه : اى آدم! از همسايگى من ، خارج شو ؛ زيرا هيچ نافرمانى از من ، همسايگى من نمى كند . پس آدم گريست و فرشتگان گريستند . خداوند عز و جل جبرئيل را سوى او فرستاد ، و جبرئيل ، آدم را كه سياه شده بود ، به زمين فرود آورد . فرشتگان با ديدن او ضجّه كردند و گريستند و شيون سر دادند .
٣٥٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هيچ مؤمنى نيست كه در غربت بميرد ، مگر آن كه دل فرشتگان از اندك بودن گريه كنندگانش به رحم مى آيد و مى گريند ، و قبرش براى او گشاده مى شود ، با نورى كه از محلّ دفنش تا زادگاهش مى درخشد .
٣٥٧.امام صادق عليه السلام ـ در تأكيد بر زيارت قبر امام حسين عليه السلام ـ :چرا نزد آن نمى رويد ؟! چهار هزار فرشته در كنار قبر او تا روز قيامت ، مشغول گريستن اند .
٣٥٨.امام صادق عليه السلام ـ در سفارش به سدير براى زيارت قبر امام حسين عليه السلام ـ :مگر نمى دانى كه خداوند عز و جل دو هزار هزار فرشته ژوليده و غبارآلود دارد كه بى وقفه مى گريند و [قبر او را] زيارت مى كنند .