دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٩
٨٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من چيزى را مى بينم كه شما نمى بينيد و چيزى را مى شنوم كه شما نمى شنويد . آسمان ناليد و حق داشت كه بنالد ؛ زيرا در آن به اندازه چهار انگشت جا نيست، مگر اين كه در آن جا فرشته اى پيشانى اش را براى خدا به سجده نهاده است . به خدا سوگند، اگر آنچه را من مى دانم، شما مى دانستيد، بى گمان، كم مى خنديديد و بسيار مى گريستيد ، و از زنان در بستر، كام نمى گرفتيد ، و سر به بيابان مى گذاشتيد و به درگاه خدا زارى و شيون مى كرديد .
٨٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : آتش براى دوزخيان، شعله ور گشته و فتنه ها چونان پاره هاى شب تار، از راه رسيده اند . اگر آنچه را من مى دانم، شما مى دانستيد، بى گمان، اندك مى خنديديد و بسيار مى گريستيد .
٨٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهشت و دوزخ به من نمايانده شدند و همانند امروز ، در خوبى و بدى ، هرگز نديده ام . اگر آنچه را من مى دانم، شما مى دانستيد، هر آينه اندك مى خنديديد و بسيار مى گريستيد .
٨٨.صحيح مسلم ـ به نقل از اَ نَس ـ :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست ، اگر آنچه را من ديدم، شما مى ديديد، هر آينه اندك مى خنديديد و فراوان مى گريستيد» . گفتند : شما چه ديديد، اى پيامبر خدا ؟ فرمود : «بهشت و دوزخ را ديدم» .