جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٣ - الف گسترده تر از مابين آسمان و زمين
قلمداد گرديده كه به خاطر پيچيدگى و لطافت آن; از تفسير و تبيين آن براى سؤال كننده، خوددارى شده است.
راوى گويد به امام صادق (عليه السلام)گفتم آيا خداوند بندگان را به انجام گناهان مجبور نموده است در پاسخ فرمود: خدا غالب تر و قاهرتر از آن است كه با بندگان خود چنين كند.
راوى: انجام كارها را به آنان واگذار كرده است؟
امام (عليه السلام): خدا تواناتر از آن است كه كار را به آنها وانهد.
راوى: پس واقعيت درباره افعال انسان چيست؟
امام (عليه السلام): پس از آن كه دو يا سه بار دست خود را برگردانيد فرمود: اگر پاسخ آن را بگويم، نخواهى پذيرفت؟[١]
در حديث ديگر نيز نظير همين پرسش و پاسخ انجام گرفته با اين تفاوت كه در پاسخ سومين پرسش فرمودند:
«لطفٌ مِنْ رَبِّكَ بَيْنَ ذلِك»[٢] يعنى : لطفى است از خداوند كه ميان اين دو (جبر و تفويض) تحقق يافته است.
مقصود امام (عليه السلام) از«لطف» معنى كلامى و معروف آن (آنچه بنده را به اطاعت و بندگى نزديك مى كند و از معصيت دور مى سازد) نيست، بلكه مقصود لطافت و ظرافت نظريه اى است كه حد وسط و راه اعتدال مى باشد كه فهم و درك آن از قلمرو افكار ناآزموده فراتر بوده و كارى خردمندانه و ظريف
[١] توحيد صدوق، ص ٣٦٣، باب ٥٩، حديث١٨. «فَقَلَّبَ يَدَهُ مَرَّتين أو ثلاثاً ثُمَّ قال: لَوْ أَجَبْتُكَ لَكَفَرت به»; اصول كافى، ج١، باب جبر و قدر، روايت ١٠. [٢] اصول كافى، ج١، باب الاستطاعة، حديث٨.