جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٤ - سرنوشت و آزادى انسان
٣. صله رحم
كه در آينده، نمونه هايى از آيات وروايات را در اين باره يادآور مى شويم.
تفسير و تحليل ياد شده درباره مرگ و زندگى انسان را مى توانيم در مورد ديگر شئونات زندگى او نيز مطرح نماييم. فقر و ثروتمندى، سلامتى و مريضى، جنگ و صلح، شكست و پيروزى و ... همگى در گرو يك سلسله شرايط و عوامل خاصّى مى باشد كه برخى بيرون از اختيار انسان و برخى ديگر در قلمرو اختيار و توانايى او قرار دارد و هر يك از انسانها با تحقق يافتن يا تحقق نيافتن آن شرايط و عوامل، سرنوشت خاصى پيدا مى كنند.
با توجه به توضيح ياد شده معنى« اجل مطلق» و «اجل مسمّى» روشن مى شود، زيرا اين كه انسان به مقدار عمر طبيعى، زندگى كند يا از نعمت سلامتى برخوردار باشد، به صورت يك امر حتمى و سرنوشت قطعى، براى او تعيين نشده است كه هيچ افزايش و كاهش در آن راه نيابد،زيرا اين امور، مشروط و موصوف به يك رشته عوامل است كه بسيارى از آنها در قلمرو اختيار و توان انسانها مى باشد، پس از اين نظر اجل و سرنوشت او مطلق يا غير حتمى است ولى از آنجا كه آفريدگار جهان از قبل بر همه پديده ها و عوامل و شرايط آنها، آگاه است و مى داند كه آن اسباب و عوامل، تحقق مى پذيرند يا نمى پذيرند، پس از نظر علم پيشين و ازلى خد، اجل هر انسان و سرنوشت او چه از نظر مرگ و چه از جهات ديگر معيّن و مسمّى است و قطعاً با توجه به قانون عليت و معلوليت، وقتى عوامل و اسباب چيزى تحقق يافت و يا تحقق نپذيرفت، تحقق و يا عدم تحقق آن قطعى است. از اين جا معلوم مى شود كه اجل مسمّى گاهى مقدّم بر اجل مطلق است (مانند كسى كه به خاطر رعايت