جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨ - تحليل آيات حصر خالقيت به خدا
مسببات استوار است، و گاهى براى تحقق يافتن يك پديده، اسباب و علل بى شمارى لازم است امّا مجموع نظام از علل و معاليل و اسباب و مسببات قائم به وجود او بوده و يك لحظه از او بى نياز نمى باشند.
در اين نظريه قانون عليت محترم شمرده شده و به تأثير اسباب طبيعى در مسببات آنها، اعتراف شده و در عين حال خالقيت و آفرينشگرى هر سببى و ايجاد و تأثير هر مؤثرى به «اذن» و حول و قوه خدا صورت مى پذيرد.
اكنون بايد ديد آيات قرآن كه آفرينشگرى را فقط از آن خدا مى داند ناظر به كدام يك از اين دو شيوه است، زيرا در هر دو شيوه، آفرينشگرى مخصوص خدا است، با اين تفاوت كه در نظريه نخست به يك آفريدگار بيش قائل نشده، و آن خدا است و از غير او، هر نوع ايجاد و تأثير چه به صورت استقلالى و اصيل، و چه به صورت «ظلى» و «تبعى» نفى شده است، تو گويى آيات قرآن مى گويد: در جهان فقط يك خالق است و جز او خالق ديگرى اعم از اصيل و مأذون نيست، در حالى كه در نظريه دوم، فقط به يك خالق «اصيل» و «مستقل» اعتراف شده و اين كه در جهان آفرينش يك خالق اصيل، و مستقل، و قائم به ذات بيش نيست، و اگر مخلوقات او دست به ايجاد و تأثير و خلقت و آفرينش بزنند، پيوسته به اذن و در پرتو فيض مستمر او صورت خواهد گرفت.
بنابراين در هر دو شيوه، اصل توحيد در خالقيت محفوظ است، لكن آنچه با اصول علمى مطابق و با قواعد و اصول عقلى و برهانى نيز هماهنگى دارد، همان شيوه دوم مى باشد، ولى چون طرف، در اين بحث اشاعره اند بايد تنها با منطق نقل با آنان سخن گفت، بايد ديد كداميك از اين دو شيوه مورد