جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٧ - ٤ ترتب و تفرع ايجاد بر وجود
مى باشد.
بنابراين آفريدگار هستى در عين «دنوّ» و نزديكى عالى و بالا است و در عين «علوّ» و بلندى، دانى و نزديك است[١]رحمت او همه چيز را فرا گرفته و هيچ ذاتى از ذات الهى جدا و بى نياز نيست و هيچ فعلى از افعال از فعل او جدا و مستقل نيست، هيچ شأن و اراده و مشيتى بيرون وجداى از اراده و شأن و مشيت او نمى باشد قرآن مى فرمايد:
١.(كُلّ يَوم هُوَ فِى شَأْن).[٢]
«هر روز خدا در شأن و آفرينش تازه است».
٢.(ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَة إِلاّ وَهُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَة إِلاّ وَهُوَ سادِسُهُمْ).[٣]
«هرگز سه يا پنج نفر (عده اى) نجوى(گفتگوى مخفيانه و در گوشى) نمى كنند مگر آن كه خدا در جمع آنان است».
٣.(وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللّه رَمى).[٤]
«آنگاه كه تير انداختى تو تير اندازى نكردى ولى خدا تير انداخت».
در اين آيه كريمه سلب و اثبات از يك جهت انجام نگرفته است، از همان جهت كه نسبت «رمى» از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)نفى شده است براى او اثبات
[١] اشاره است به سخن والاى امام على (عليه السلام): سَبَق في العُلو فلا شىء أعلى منهُ وقرب فى الدُّنو فلا شىء أقربُ منهُ فَلا استعلائه باعده عن شىء، من خلقه، ولا قُربهُ ساواهُم فى المكان به،(نهج البلاغه، خطبه٤٩). [٢] الرحمن/٢٩. [٣] مجادله/٧. [٤] انفال/١٧.