جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢٠ - ٣ فاعل قريب و فاعل بعيد
وانسان است.
مثالى كه علاّمه بزرگوار يادآور شده اند در صورتى روشنگر و گويا است كه اصل قدرت و اختيار انسان را پذيرفته باشيم[١] در اين صورت اين سؤال مطرح مى شود كه نقش «توفيقات و خذلان» الهى در كارهاى انسان چيست؟ و شامل چه كسانى مى شود[٢] و اين بحث مربوط به امر بين امرين نيست. نكته اساسى در اين نظريه جمع ميان دو قدرت و اراده خدا و انسان است زيرا اگر هر يك از اين دو را در افعال انسان نفى كنيم از «طريق وُسطى» منحرف گرديده و به «يمين» و «شمال» كه گمراهى است كشيده مى شويم[٣] در اين نظريه، انديشه «جبر» كه هيچ تأثيرى براى قدرت و اراده انسان قائل نيست، و «تفويض» كه هيچ گونه تأثيرى براى قدرت و اراده خدا در كارهاى انسان قائل نيست، مردود شناخته شده و بالطبع هر دو قدرت واراده را مؤثر مى داند ولى تشريح آن لطافت و زيبايى خاصى دارد كه در سخنان علاّمه مجلسى به آن اشاره نشده است.
٣. فاعل قريب و فاعل بعيد
گروهى از متكلمان و دانشمندان اسلامى «امر بين امرين» را به گونه اى واقع بينانه تر تفسير و تبيين نموده و با ذكر مثالهايى به شرح آن پرداخته اند. در اين تفسير كوشش شده است تا اسناد فعل انسان به وى و به خدا رعايت گردد.
[١] در عبارت خود وى به اين مطلب اشاره شده است: ثمّ فعل بقدرته واختياره ذلك الفعل. [٢] در بخش هدايتها و ضلالتهاى الهى به تفصيل در اين باره بحث كرده ايم. [٣] اليمين والشمال مضلّة والطريق الوسطى هى الجادّة.نهج البلاغه، خطبه١٦.