جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦ - ملاك نيازمندى فعل به فاعل، امكان است
حكماى الهى اين انديشه را نااستوار و باطل دانسته اند، زيرا يا براى شرور هيچ واقعيتى قائل نيستند و آن را يك امر نسبى و قياسى مى انديشند و تفصيل اين مطلب را در بخش «توحيد در خالقيت» بيان شده است.[١]
اگر ثنوى ها به دو مبدأ مستقل براى پديده هاى عالم قائل شده اند، ولى طرفداران نظريه تفويض به تعداد انسان ها قائل به مبدأ و آفريدگار مستقل شده اند، زيرا بنابراين نظريه هر انسانى خود مبدأ مستقل در ايجاد كارهاى خويش مى باشد.
صدرالمتألهين در اين باره مى گويد: شكى نيست كه مذهب كسانى كه افراد انسان را مستقل در ايجاد كارهاى خود مى دانند شنيع تر و مردودتر از مذهب كسانى است كه بت ها و ستارگان را شفيع و واسطه در پيشگاه خداوند مى دانند.[٢]
ملاك نيازمندى فعل به فاعل امكان است
قبلاً يادآور شديم كه متكلمان معتزلى ملاك نيازمندى فعل به فاعل و معلول به علت را «حدوث» آن مى دانند و نيز يادآور شديم كه لازمه اين سخن، استقلال انسان در كارهاى خويش مى باشد اينك مى خواهيم به طور فشرده پيرامون اين مطلب بحث نماييم:
اگر چه گروهى از متكلمان «حدوث» را ملاك نيازمندى معلول به علت دانسته اند ولى حكماء بزرگ الهى با اين نظريه موافق نبوده و ملاك نياز به علّت را «امكان ذاتى» پديده هاى امكانى مى دانند، زيرا «حدوث» به معنى وجود بعد
[١] منشور جاويد، ج٢، ص ٢٧١. [٢] اسفار، ج٦، ص ٣٧٠.