جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٥ - ارزيابى و نقد
اختيارى است كه انسان فطرتاً براى خود اثبات مى كند و خودش را مختار يعنى آزاد در فعل و ترك مى شمارد.[١]
ارزيابى و نقد
در مورد اين پاسخ مطالب زير را يادآور مى شويم:
١. اگر ملاك اختيار نسبت دادن فعل يا معلول به برخى از اجزاء علت آن مى باشد اين معنى، اختصاص به افعال انسان ندارد، بلكه در مورد پديده هاى مادى و طبيعى نيز جارى است حتّى خو دعلاّمه طباطبايى، مثال آب و نسبت آن را به يكى از اجزاء تشكيل دهنده آن مثلاً اكسيژن تنها يادآور شده كه در اين صورت تحقّق آن ممكن است بنابراين بايستى پديده آب را نسبت به اكسيژن اختيارى بدانيم در حالى كه «اختيار» در پديده هاى طبيعى و مادى بى معنى است.
٢. اگر پديده اى داراى علت مركب از اجزاء و شرايط نباشد، و علت آن بسيط باشد در اين صورت «اختيار» تصور ندارد از نظر فلاسفه موجودات مجرد كه به كلى از ماده و خصوصيات آن مجرد مى باشند(عقول) در دريافت فيض از واجب الوجود تنها «امكان ذاتى» آنها كافى است و بنابراين علتى جز واجب الوجود ندارند، و لازمه ملاك ياد شده در اختيار (امكان بالقياس يعنى مقايسه معلول با علت ناقصه) اين است كه خداوند در ايجاد عقول فاعل مختار نباشد.(زيرا ملاك مزبور در اين مورد تحقق ندارد).
[١] اصول فلسفه وروش رئاليسم، ج٣، ص ١٤٧، مقاله٨، ضرورت و امكان، تفسير الميزان، ج٧١ ص ١٠٨ـ ١١٠.