جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٨ - تحليل استدلال
١. كارهاى فيزيكى و جوارحى.
٢. كارهاى نفسانى و قلبى.
اگر مى گوييم ملاك اختيارى بودن فعل «ارادى بودن» آن است، اين گفتار مربوط به كارهاى فيزيكى و جوارحى انسان است نه كارهاى نفسانى و جوانحى. زيرا اگر چه مبدأ پيدايش و فاعل هر دو قسم، روح و نفس انسان مى باشد ولى ميان اين دو قسم فرق روشن وجود دارد و آن اين است كه قسم نخست با واسطه اراده و قسم دوم بدون واسطه اراده از نفس صادر مى گردد.
فاعليت نفس در كارهاى فيزيكى و جوارحى بدين گونه است كه نخست آن را تصور نموده آنگاه منافع و مضار آن را مى سنجد و پس از آن كه آن را نافع يافت نسبت به آن ميل و اشتياق پيدا مى كند و در صورتى كه تحقق آن ممكن باشد و موانعى هم در كار نباشد تصميم بر انجام آن مى گيرد و آن را اراده مى نمايد. در اين هنگام قواى جسمانى بدن را به حركت آورده و آن كار را پديد مى آورد ولى فاعليت نفس در كارهاى نفسانى متوقف بر اين وسايط نيست، بلكه نفس به واسطه قدرتى كه خداوند به او بخشيده است بدون نياز به وسايط ياد شده آنها را ايجاد مى نمايد.
براى روشن شدن مطلب، اراده را با صور علمى كه در لوح نفس پديد مى آيد مقايسه مى كنيم و دانشمندى را فرض مى كنيم كه در يكى از رشته هاى علمى متخصص و صاحب نظر گرديده و به اصطلاح ملكه آن علم را تحصيل نموده است. آنگاه چند سؤال براى او مطرح مى نماييم در اين حال صور علمى پاسخهاى اين سؤالات، در ذهن او پديد مى آيد.
در اين جا چند مطلب را بايد در نظر گرفت.