جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١ - قدرت خدا مانع از تأثير قدرت بنده است
در اينجا با تحليل ديگرى مواجه مى شويم كه مشكل جبر از مسأله توحيد در خالقيت سرچشمه نمى گيرد. بلكه مشكل از اصل تقدم و سبق قدرت خدا بر قدرت انسان ناشى مى شود، و چون افعال انسان مورد تعلق قدرت قديم و ازلى الهى قرار گرفته است، و اراده و قدرت حادث انسانى، مقهور اراده و قدرت قديم خداوندى است، طبعاً انسان محكوم به تنفيذ چيزى است كه در قلمرو قدرت خدا قرار گرفته است و اراده و قصد و علم انسان، مقدور الهى را تغيير نمى دهد.
اين تحليل علاوه بر اين كه هيچ مشكلى را در مسأله جبر حل نمى كند، خود اشكالات روشنى دارد:
١. هرگاه قدرت انسان پيوسته مغلوب قدرت خدا است; در اين صورت نقش او نسبت به فعل الهى نقش طرف و محل خواهد بود، در اين صورت از ديدگاه عقل و فطرت، او مسئوليتى در قبال فعل خدا ندارد، زيرا مسئول بودن او بسان اين است كه عملى در مكان خاصى انجام شود. آنگاه مسئوليت خوبى و بدى آن را متوجه آن مكان بنماييم.
٢.در اين بيان بر خلاف اشعرى به قدرت انسان ارزش و اعتبارى داده شده است و آن اين كه قدرت او قابليت و اقتضاء تأثير را دارد. چيزى كه هست قدرت ازلى مانع از تأثير آن است.
در اين جا اين مطلب، مطرح مى شود كه مانعيت دو قدرت در صورتى متصور است كه خدا را نسبت به تمام حوادث مباشر بينديشيم و بگوييم آنچه در صفحه هستى رخ مى دهد، همگى بلا واسطه از او صادر مى گردد در اين موقع مسأله غلبه قدرتى بر قدرتى پيش مى آيد. و قدرت انسان در برابر قدرت