جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨ - بررسى و تفسير
بررسى و تفسير
اين دو آيه در نخستين مطالعه، و در چشم انداز سطحى، از دلايل روشن نظريه جبر به شمار مى روند ولى اگر با واقع بينى و نگاه عميق مورد مطالعه قرار گيرند معلوم خواهد شد كه نه تنها دليل بر انديشه جبر نيستند، بلكه بر اختيار و آزادى انسان گواهى مى دهند و اينك بررسى و تفسير اين دو آيه:
براى روشن شدن اين دو آيه بايد قبل و بعد آنها را نيز مورد مطالعه قرار دهيم:
(قُلْ أَمَرَ رَبّى بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد وَادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّين كََمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ * فَريقاً هَدى وَفَريقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطينَ أَوْلياءَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ)(اعراف/٢٩ـ٣٠).
«بگو خداوند مرا به عدالت و عبارت و اخلاص دستور داده است همان گونه كه شما را آفريده است، به سوى او باز مى گرديد، گروهى هدايت يافته و گروهى گمراهيشان حق و حتمى است آنان ولايت شياطين را بر ولايت خدا برگزيده اند و مى پندارند كه هدايت يافته اند».
با توجه به اين كه، اين آيه پس از آياتى آمده است كه آغاز آفرينش نوع انسان را بيان مى كنند مقصود اين است كه قضاء الهى بر اين استوار گرديده است كه انسانها به دو دسته تقسيم كردند گروهى هدايت يافته و بر صراط مستقيم و گروهى ديگر گمراه و منحرف از راه راست و در پايان نيز به همين صورت به سوى خدا بازگشت مى كنند و امّا اين كه چرا قضا و مشيت الهى به گمراهى عده اى تعلق گرفته است در خود آيه بيان گرديده است و آن اين كه: