جبر و اختيار - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٩ - قرآن و گستردگى اراده خدا
كه با صراحت تمام بر تعلق اراده خدا، به افعال اختيارى انسان گواهى مى دهند و اينك نمونه هايى از اين آيات:
١. (وَما تَشاؤنَ إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمين) (تكوير/٢٩، دهر/٣٠).
«نمى توانيد چيزى را اراده كنيد مگر آن كه خدا بخواهد».
جالب توجه اين كه اين آيه، كه در دو جاى قرآن آمده است ناظر به اين است كه قرآن كتاب هدايت و آيين سعادت مى باشد و هر كس بخواهد راه مستقيم به سوى خدا را برگزيند، مى تواند پيرو آيين قرآن گردد و از آنجا كه ممكن است تصور شود كه انسان در اين اراده و خواست مستقل است در اين آيه (وَما تَشاؤن إِلاّ أَنْ يَشاءَ اللّه) نادرستى اين تصور بيان شده است كه انسان در افعال ارادى خود وابسته و نيازمند به خدا بوده و اراده او به مشيت خداوند منتهى مى گردد.
بنابراين كارهاى اختيارى انسان همان گونه كه بدون واسطه مورد اراده و خواست خدا واقع نشده است (آن گونه كه جبريون پنداشته اند) ولى به طور كلى نيز از قلمرو اراده خدا بيرون نيست (آن گونه كه مفوضه انگاشته اند) بلكه انسان خود بر كارهاى اختيارى خويش اراده دارد لكن اراده اى وابسته و غير مستقل.[١]
٢. (وَما كانَ لِنَفْس أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّ بِإِذْنِ اللّهِ...) (يونس/١٠٠).
«هيچ انسانى ممكن نيست ايمان بياورد مگر به اراده و خواست خدا».
اين آيه نيز يك اصل كلى را در نظام آفرينش بازگو مى نمايد و آن اين كه
[١] تفسير «الميزان»، ج٢٠، ص ١٤٣ـ ٢٢٠.