استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٩٠

قرآن و فقه دينت آموخته و به سنت پيغمبرش محمد (ص) آشنايت ساخته است. او در برابر هر نعمتى كه به تو داده و هر حجتى كه آورده، وظيفه‌اى نهاده و اين احسان‌ها را نكرده جز براى اين كه شكرت را بيازمايد و فضل و احسانش را بر تو آشكار كند؛ چنان كه فرموده است: «اگر شكر گزاريد، نعمتتان را بيفزايم و اگر كفران كنيد، عذاب من سخت و دردناك است.» «١» ببين فردا كه در پيشگاه خدا مى‌ايستى و مى‌پرسد كه با نعمت هايى كه به تو داده چه كرده‌اى و حجت هايى كه در اختيارت نهاده، چگونه حقش را ادا كردى، چه مردى هستى [و چگونه پاسخ مى‌دهى؟] مپندار كه خدا عذرت را بپذيرد و تقصيرت را بپسندد. هيهات! هيهات! چنين نيست! خدا در كتابش از دانشمندان پيمان گرفته است كه «آن را براى مردم بيان كنيد و كتمان نكنيد.» «٢» تو بدان كه ساده‌ترين نمونه كتمان و سبكترين بارى كه به دوش مى‌كشى، اين است كه ترس و وحشتى را كه ظالم دارد، تو با نزديك شدن به او و پذيرفتن دعوتِ گاه و بيگاهش تسكين مى‌دهى و راه گمراهى را برايش هموار مى‌كنى. من چه بيمناكم كه تو فردا با گناه خود همراه ستمگران وارد شوى و از آن دستمزدها كه براى همكارى با ظالمان دريافت كرده‌اى، باز خواست شوى. تو اموالى را به ناحق گرفته‌اى. به كسى نزديك شده‌اى كه حق هيچ كسى را ردّ نمى‌كند و تو نيز با نزديكى به او، باطلى را باز نمى‌گردانى. با آن كس كه به دشمنى خدا برخاسته، طرح دوستى ريخته‌اى. مگر نه اين است كه با اين دعوت ها مى‌خواهند تو را چون محور آسياى بيدادگرى‌هاى خود قرار دهند و ستمكارى‌ها را گرد وجود تو بچرخانند؟! تو را پلى براى بلدهاشان سازند، نردبان گمراهى‌ها و مبلّغ كجرويهايشان باشى و به همان راهى برندت كه خود مى‌روند و مى‌خواهند با وجود تو دانشمندان راستين را در نظر مردم مشكوك سازند و دل‌هاى عوام را به سوى خود كشند؟! كارى كه به دست تو انجام مى‌دهند، از عهده مخصوص‌ترين وزيران و نيرومندترين همكارانشان بر نمى‌آيد. تو بر خرابكارى‌هاى‌