استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٤٧
البته، اين جهتگيرى فكرى بيشتر مستضعفان در حمايت از پيامبران، از آيات ديگرى نيز استفاده مىشود. مستضعفان و محرومان چون تعلقات كمترى دارند، آزادترند. آنان منافعى ندارند كه ايمان تهديدش كند بلكه پيامبران را مدافع حقوق فطرى و انسانى خود و ايمان آوردن را تضمين كننده حرمت، آزادى و تأمين كننده حقوق فطرى و هدايتگر به سوى نجات و سعادت ابدى مىيابند و با عشق و علاقه به پيامبران مىگرايند، ولى مستكبران، كه گرفتار خودبرتربينىاند و به بهرهگيرى و استثمار مردم مشغولند، دين و ايمان را تهديد كننده منافع مادى و آمال و آرزوهاى خود مىبينند؛ و اندكند كسانى كه از منافع مادى بگذرند و آمال و آرزوها را زير پا بگذارند و ايمان آورند.
البته، در همين آيه تصريح شده است كه مستضعفان قوم صالح (ع) دو دسته بودهاند:
يكى مستضعفان كافر، كه پيرو مستكبران بودهاند؛ و ديگرى مستضعفان مؤمن كه به صالح (ع) ايمان آوردهاند.
انواع استكبار دقت در آيات قرآن نشان مىدهد كه استكبار ميدانى گسترده دارد و در اشكالى گوناگون ظهور مىكند. در اين جا، در پرتو آيات قرآن كريم، با برخى از انواع مختلف استكبار آشنا مىشويم.
الف- استكبار پنهان و استكبار آشكار ظهور استكبار در همه گردنكشان و مستكبران يكسان نيست. در برخى از آنان، در پيش گرفتن شيوههاى استكبارى در جامعه كاملًا آشكار و هويداست و در برخى ديگر چون زمينه كافى براى ظهور نمىيابد مخفى و پنهان است. از اين رو، استكبار را داراى دو نوع «پنهان و آشكار» مىتوان دانست. قرآن، براى گروهى از كفّار از تعبير «استكبروا فى انفسهم» و براى گروهى ديگر از تعبير «استكبروا فى الارض» بهره مىجويد كه در تعبير اوّل، استكبار پنهان و در تعبير دوم، استكبار آشكار را مد نظر دارد:
«وَ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقائَنا لَوْلا انْزِلَ عَلَيْنَا المَلائِكَةُ اوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ