استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١١٦

٣- در بُعد اقتصادى‌ هدف نهايى استكبار از سلطه بر مردم، بهره‌كشى و استثمار و استفاده از منابع آن‌هاست و براى وابسته كردن ملت‌ها از راه‌هايى مختلف و پيچيده استفاده مى‌كند. چنان كه يك شخص ثروتمند و مترف، براى استخدام و حاكميت بر افراد جامعه مى‌كوشد تا آنان را از نظر مالى و اقتصادى به خود وابسته كند، مستكبران بين‌المللى نيز مى‌كوشند تا ملل فقير و محروم را به خود نيازمند سازند به خصوص آن كه قطع وابستگى اقتصادى، به مراتب دشوارتر از قطع وابستگى سياسى است. بسا كه ملتى خود را از وابستگى سياسى نجات دهد، اما وابستگى اقتصادى بتدريج، بار ديگر او را به كام مستكبران كشاند. انحصارى كردن بازارهاى دنيا به ويژه در كالاها و محصولات اساسى كه مردم در زندگى روزانه بدان نيازمندند، از سوى مستكبران عالم، با همين هدف انجام مى‌گيرد.
نيازمندى به ديگران، نه تنها عزّت و كرامت انسان را متزلزل مى‌كند، بلكه در نهايت او را برده ديگران مى‌سازد. در مبارزه با مستكبران در صحنه اقتصادى، به نظر مى‌رسد كه دو راهكار مهم در پيش است:
الف- دميدن روح قناعت و بى اعتنايى به ثروتمندان‌ قانع بودن و به مال و ثروت ديگران طمع نداشتن، در مكتب پيامبران، يك «ارزش» است. رسول اكرم (ص) در اين باره مى‌فرمايد:
«مَنْ عَظَّمَ صاحِبَ الدُّنْيا وَاحَبَّهُ لِطَمَعِ دُنْياهُ سَخِطَ اللَّهُ عَلَيْهِ» «١» كسى كه اهل دنيا را بزرگ دارد و به طمع دنياى او، او را دوست بدارد، خداوند بر او خشم مى‌گيرد.
نه تنها قناعت به عنوان يك ارزش اخلاقى توصيه شده است، بلكه بى اعتنايى به ثروتمندان و طرد مترفان، از مهمترين وظايف پيامبران شمرده مى‌شود، به طورى كه خداوند متعال در شب معراج به پيامبرش مى‌فرمايد: