استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٤٧
درحالى كه برادرش گرسنه است و سيراب نباشد درحالى كه برادرش تشنه است و داراى پوشش نباشد درحالى كه برادرش برهنه است و چه عظيم است حق برادر مسلمان بر برادرش! همچنين، نشانه «شيعه بودن» را «مساوات و برابرى» با مؤمنان دانستهاند. «١» اما معمولًا در جوامع مختلف، گروهى با توقعات نابجا، از امكانات بيشترى برخوردار مىشوند. از اين رو، دين اسلام مانع افزونطلبى است و تدابيرى را براى جلوگيرى از ايجاد فاصله شديد طبقاتى انديشيده است. قوانين اقتصادى اسلام به گونهاى است كه ثروت در ميان مردم توزيع مىشود و نه تنها از تجاوز به حقوق ديگران و استثمار و بهرهكشى جلوگيرى مىگردد، بلكه ثروت مشروع توانگران نيز از راههاى مختلف تعديل مىگردد.
امام خمينى (قدّس سرّه) كه انديشههاى نابش برگرفته از كتاب و سنّت است، درباره مالكيت در اسلام مىفرمايد:
اسلام مالكيت را قبول دارد، ولى قوانينى در اسلام مىباشد كه مالكيت را تعديل مىنمايد. اگر به قوانين اسلام عمل شود، هيچكس داراى زمينهاى بزرگ نمىشود.
مالكيت در اسلام به صورتى است كه تقريباً همه در يك سطح قرار مىگيرند. «٢» بر اساس قوانين اقتصادى اسلام، گردش مال و ثروت و نقل و انتقال آن بايد از هر نوع بيهودگى پاك باشد، «٣» معاملات جاهلانه و غررى باطل و ممنوع است، ربا، رشوه و احتكار حرام است، از ظلم و تعدى و تجاوز به حقوق افراد جامعه جلوگيرى مىشود.
براى همه افراد حقوقى يكسان در بهرهبردارى از مواهب طبيعى وجود دارد. همچنين، بر اساس تدابيرى كه قانونگذار انديشيده است، از راههاى مختلف- مانند زكات و خمس و شريك بودن فقيران و محرومان در ثروت توانگران- «٤» از تكاثر ثروت و ايجاد شكاف طبقاتى و به وجود آمدن دو قطب غنى و فقير جلوگيرى شده است. به مواردى از آيات و