استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٧٥

«لَاقَطّعَنَّ ايْدِيَكُمْ وَ ارْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ ثُمَّ لَاصَلِّبَنَّكُمْ اجْمَعينَ» «١» دست و پاى شما را يكى از راست و ديگرى از چپ قطع مى‌كنم، و همه شما را به دار خواهم آويخت.
و پس از اعلام دعوت حضرت موسى (ع) گفت:
«سَنُقَتِّلُ ابْناءَهُمْ وَ نَسْتَحيى‌ نِسائَهُمْ» «٢» به زودى پسرانشان را كشته، زنان را زنده مى‌گذاريم.
و حضرت موسى (ع) را تهديد به زندان كرد: «لَاجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونينَ» «٣» و سپس تصميم به «قتل» او گرفت. «٤» ستمگران، در برابر حضرت ابراهيم (ع) نيز فرياد زدند كه «او را بسوزانيد» «٥» و همه اين تهديدها، فشارها و آزارها براى آن بود كه كسى جسارت گرايش و حمايت از رهبران الهى را به خود ندهد و احدى بدانان نزديك نشود:
«فَما امَنَ لِمُوسى‌ الَّا ذُرّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى‌ خَوْفٍ مِنْ فَرْعَونَ وَ مَلَأِهِمْ انْ يَفْتِنَهُمْ» «٦» پس كسى به موسى ايمان نياورد جز گروهى از ضعيفان قبيله‌اش، آن هم با حال خوف و وحشت از فرعون و اطرافيانش كه مبادا در پى فتنه و قتل آنان برآيند.
٦- تفرقه و اختلاف‌ مستكبران ستمگر، براى اين كه پايه‌هاى حاكميت خود را محكم كنند و از خشم توده‌هاى مردم براى هميشه در امان باشند، از روش ايجاد اختلاف و درگيرى‌هاى قومى و قبيله‌اى نيز بهره مى‌گيرند. سياهان را عليه سفيدها، كردها را عليه فارس‌ها، شيعه را عليه سنى تهيج مى‌كنند و به جان هم مى‌اندازند و خود آتش بيار معركه مى‌شوند تا نيروى آنان در اين درگيرها مصرف شود و ديگر نه فرصت تفكر درباره حاكميت و