استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٤٩
بعد از اشغال درون، براى به سلطه كشيدن ديگران نيز تلاش مىكند تا زمين و زمان را مقهور خويش سازد و اين همان استكبار آشكار است. (استكبروا فى الارض). قرآن كريم از قارون، فرعون و هامان به عنوان كسانى كه در زمين استكبار كردند، نام مىبرد.
«وَ قارُونَ وَ فِرْعَونَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى بِالْبَيّنَاتِ فَاسْتَكْبَرُوا فى الْارْضِ وَ ما كانُوا سابِقِينَ» «١» و قارون و فرعون و هامان را [نيز هلاك كرديم] و موسى با دلايل روشن به سويشان آمد، اما آنان در زمين برترى جويى كردند، ولى نتوانستند بر خدا پيشى گيرند.
همچنان كه پيش از آنان، قوم عاد به عنوان مستكبران در زمين معرفى شدهاند و اينان شعارشان اين بوده است:
«مَنْ اشَدُّ مِنَّا قُوَّةً» «٢» چه كسى از ما پر قدرتتر است؟! همين قدرت مادى و توان ظاهرى بود كه آنان را به برترى جويى مىكشانيد و از تسليم در برابر حق باز مىداشت و در نتيجه ديگران را مقهور خود مىساختند. «٣» ب- استكبار در برابر خدا، پيامبران، محرومان و مستضعفان گروهى از مستكبران، در برابر تودههاى مردم و همنوعان خود استكبار مىورزند و به دليل برتر شمردن خود وزير دست و پست شمردن ديگران، حاضر نيستند حق آنان را ادا كنند، سخن حق آنان را بشنوند، آزادى آنان را ارج نهند. اينان، گر چه خدا و پيامبر را قبول دارند، در عمل بر خلاف دستورهاى خدا و پيامبر به استثمار زير دستان مىپردازند و به دستورهاى عملى وفادار نيستند.
گروه دوم، در مرحلهاى بالاتر ند و در برابر پيامبران استكبار مىورزند و خود را برتر از آنان مىشمرند و حاضر نمىشوند به سخن حق آنان گردن نهند و تابع آنان گردند.