استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٢٣
كبر و تكبر و استكبار، معانى نزديك به استكبار و استضعاف در قرآن ٣٥ ٢ - استضعاف اجتماعى ص : ٣٣ هم دارند. «١» مجمع البيان نيز «استكبار، تكبّر، تعظّم و تجبّر» را نظير يكديگر دانسته و آنها را در مقابل «تواضع» قرار داده است «٢» و در جاى ديگر ضمن آن كه استكبار، تجبر و تكبر را به يك معنا دانسته، مىگويد:
و آن نفس را بالاتر از حد خود بردن و به عبارت ديگر خود بزرگ بينى است. «٣» و در جاى ديگر استكبار را «طلب بزرگى كردن بدون شايستگى» تفسير كرده است «٤» و در واقع معناى طلب را، كه در باب استفعال شايع است، در اين جا مورد توجه قرار داده و استكبار را «بزرگىطلبى بدون شايستگى» دانسته است.
در بررسى واژه استكبار، تحقيق دو تن از واژه شناسان دقيق، سزاوار توجه است.
راغب اصفهانى در توضيح اين لغت مىنويسد:
«كبر» از حالات و ويژگىهاى روحى انسان است كه در ديگر موجودات نيست و آن، خوش آمدن از خود و در نتيجه خود را برتر و بزرگتر از ديگران ديدن است. «استكبار» دو گونه است، يكى تلاش براى بزرگوارى، به اين كه آنچه را مىخواهد و مىطلبد و شرايطى كه براى تلاش خود در نظر گرفته است، پسنديده و زيباست؛ و ديگرى، خودنمايى و اظهار كمالاتى است كه در او نيست و البته اين مرسوم است و استكبار در قرآن در تمام موارد استعمال آن به معناى دوم است ... «تكبر» نيز بر دو قسم است:
يكى افزونى شايستگىها و بيشتر بودنش از شايستگى ديگران كه به اين معنا حق تعالى به «متكبّر» توصيف شده است؛ و ديگرى به معناى با زحمت و مشقت، كمالات را به خود بستن و خود را متصف به آنها نشان دادن، كه در عموم مردم، تكبّر به اين معناست و «كبرياء» به معناى «برتر از انقياد و تسيلم» است و هيچ كس جز