استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٨٩
نمرود. زر، توان اقتصادى است كه براى استثمار مردم و محرومان، دست در دست زور مىنهد و به صورت عاملى قدرتمند، با تأمين امكانات حكومت و چپاول و در اختيار گرفتن شريانهاى حيات اقتصادى، در استحكام نظام سلطه مىكوشد و خود در پناه اين نظام به بهرهكشى از توده مىپردازد. قارون، نمونهاى آشكار از اين طبقه است. ولى اين دو رأس، به تنهايى بسيار سستند و اگر رأس سوم مثلث نباشد، اين دو رأس به سرعت درهم مىشكنند.
رأس سوم مثلث، تزوير عالمان بى عملى است كه حكومت را آراسته و مقبول مىنمايند و تحمّل جور و ستم را براى مردم هموار مىسازند. اينان، كه داراى توان و تدبير علمى هستند، وجهه ظاهرى حكومتند و پوشاننده چهره خشن استبداد و استثمار.
عالمان دربارى، همان عالمان كاردانى هستند كه علم خود را در خدمت سلاطين و ظالمان قرار مىدهند و بنيان فرهنگ منحط استكبار را محكم مىكنند و در صحنه وزارت يا تعليم و تدريس و قضاوت، به استحكام استكبار همت مىگمارند.
هامان، وزير مدبّر فرعون و عالمان دربارى در سمت صدر اعظم، مفتى، وزير، مشاور و ... در طول تاريخ رأس تزوير در مثلث شوم استكبار بودهاند. محمد بن مسلم بن شهاب زهرى، از جمله عالمان مزور است. او عالم دربارى، عامل، مفتى و امام حديث دربار عبدالملك و هشام اموى بود. «١» عمر بن عبدالعزيز درباره او به ولايات مىنويسد:
ابن شهاب را به شما معرّفى مىكنم [در نظريه علمى، دينى و مشورت] به او رجوع كنيد كه داناتر از او به سنّت گذشتگان كسى را نمىيابيد. «٢» امام سجاد (ع) نامه توبيخآميز شديد به اين عالم مزوّر و توجيهگر ظلم حاكمان مستكبر نوشته است. در اين نامه مىفرمايد:
خدا ما و تو را از فتنه باز دارد و بر تو از آتش جهنم رحم آورد كه در وضعى به سر مىبرى كه هر كسى تو را شناسد، سزاوار است به حالت ترحّم كند. نعمتهاى خدا گرانبارت كرده، بدنى سالم و عمرى درازت داده، حجتّهايش بر تو تمام شده، علم