استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٢٤
من پروردگار برتر شمايم.
«ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ الهٍ غَيْرى» «١» جز خودم، براى شما خدايى نمىشناسم.
بنى اسرائيل در برابر اين عقايد باطل، مقاومت مىكرد و از پذيرفتن آن ابا مىورزيد و بر عقايد توحيدى خود پاى مىفشرد و اين بر فراعنه بسيار سخت بود. مقام معظم رهبرى درباره مقاومت بنى اسرائيل مىفرمايد:
بنى اسرائيل برجستهترين بندگان خدا و نژاد برگزيده الهى بودند- در آن دوران- و اين هم آسان به دست نيامده بود، اينها سالهاى متمادى در زير فشار حكومت فرعونى مبارزه كرده بودند، واقعاً مبارزه كرده بودند، ايستادگى كرده بودند، اينها با وجود حكومت عظيم فرعونى در مصر- كه معلوم است حكومت فرعونى، ميدانيد كه يك حكومت فوق العادهاى بوده كه نشان و آثار حكومت فرعونى حالا دارد در تاريخ نشان داده مىشود- در زير فشار آن حكومتى كه هم متمدّن بود هم قهّار بود هم ظالم بود هم بسيار در اداره امور كشور موفق بود، در زير فشار آن حكومت عادات خودشان را عوض نكردند چه برسد دين خودشان. دينشان را حفظ كردند، عاداتشان را حفظ كردند، سنتهايشان را حفظ كردند، نژاد خويش را حفظ كردند، نژاد را حفظ كردند و من احتمال مىدهم اينكه فرعون گفت: «يُذَبِّحُونَ ابْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَهُمْ»: مردهاشان را ذبح كنند و زنانشان را زنده نگه دارند نمىگويد آنها را رها كنند «يذرون نساءهم» ولشان كنند، نه، زنده نگه دارند «يستحيون نساءهم» براى اين بوده كه اين نژاد را به هم بزند و از بين ببرد، نگذارد اين استقامت نژادى باقى بماند، نژاد را خراب كند. مقصودش اين بوده بسپرد زنهاى اينها را دست سربازها و نوكرها و اينها كه اصلًا اين نژاد باقى نماند، بيچاره شده بود و الّا در قضيّه حضرت موسى (ع) اگر دنبال حضرت موسى (ع) بود كافى بود بچهها را بكشد مردها را [لازم نبود] بكشد بعد هم نگه داشتن زنها خصوصيتى نداشت كه رويش تكيه بكند.