استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٣٤
شده است و در نتيجه، به صورت طبقهاى محروم در آمدهاند كه در اداره نظام سياسى جامعه خود و نيز در گردش اقتصاد، نقش فعالى ندارند.
در آيات قرآن، به شرح حال مستضعفانى برمى خوريم كه توان درك دعوت انبيا را داشته و مستضعف فكرى نبودهاند، ولى با حاكميت مستكبران در جامعه، تحت سلطه سياسى و اقتصادى آنان قرار گرفته و توان به دست گرفتن حيات اجتماعى خود را نيافتهاند. پيروان حضرت صالح (ع) چنين بودهاند:
«قالَ الْمَلَا الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُم اتَعْلَمُونَ انَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبّهِ قالُوا انَّا بِما ارْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ» «١» سران و گردنكشان قوم صالح به ناتوانان و فقيرانى كه به او ايمان آوردند، به تمسخر گفتند: «آيا شما اعتقاد داريد كه صالح را خدا به رسالت فرستاده است؟!» مؤمنان جواب دادند: [بى هيچ شكى] به آيينى كه از طرف خدا بر او فرستاده شده، ايمانداريم.» در اين آيه، از گروه مؤمنان، به عنوان مستضعف ياد شده است و اين استضعاف مىتواند جنبه اقتصادى داشته باشد؛ يعنى كسانى كه از نظر مادى ضعيف شدهاند و سرمايه داران و اشراف نيروهاى مالى آنان را با استثمار از بين برده و به صورت گروهى محروم و فقير درآوردهاند. گواه بر درستى اين احتمال آن است كه مستضعفان در مقابل «ملأ»، يعنى اشراف، ذكر شدهاند و ممكن است در اين آيه، استضعاف به مفهوم وسيع اجتماعى خود باشد؛ زيرا اين گروه از مستضعفان مؤمن، اقلّيتى مقهور بودهاند كه امكانات مادى خود را از دست داده و از نظر سياسى نيز تحت سلطه قدرت آنان قرار داشتهاند. ايمان آورندگان به حضرت نوح نيز از نظر اجتماعى و اقتصادى چنين بودهاند؛ به گونهاى كه «ملأ»، قطب اشرافيت و صاحبان زر و زور، در اعتراض به حضرت نوح مىگفتند: «پيرامون تو را اراذل فرا گرفتهاند.»