استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٢٣
در آن زمان، هكوسها در مصر حكومت مىكردند. آنان از آسيا به مصر مهاجرت كرده بودند و بعد از متلاشى شدن خاندان سيزدهم فراعنه، بر مصر حاكم شده بودند و از حدود سال ٢٠٩٨ تا سال ١٥٨٧ قبل از ميلاد در مصر حكومت داشتند. چنان كه از آيات قرآن نيز برمىآيد، پادشاهان و حاكمان آن دوره مصر با اين كه مشرك بودند، رنگ و بويى از مردمدارى و عدالت داشتند و بنىاسرائيلِ خدا پرست در حكومت آنان به آسايش و امنيت زندگى مىكردند. اين وضع ادامه داشت تا اين كه حكومت هكوسها منقرض شد و خاندان هجدهم فراعنه حاكم گشتند. با حاكم شدن فراعنه، وضع بنىاسرائيل دگرگون شد و به چند دليل از جانب حكومت فرعونى مورد ظلم و ستم قرار گرفتند. از آن جمله است:
١- آنان را مصرى اصيل نمىدانستند. بلكه خارجيانى به حساب مىآوردند كه در آن جامعه جاى پا باز كرده و ماندگار شده بودند.
٢- بنى اسرائيل با هكوسها رابطه حسنه داشتند و تقريباً از حاميان آنان بودند.
٣- بنى اسرائيل به دليل حفظ اعتقادات و آداب و رسوم خود، به صورت يك جامعه بسته در درون جامعه بزرگ مصر به سر مىبردند و اين نسبت به آنان سوءظن ايجاد مىكرد.
بنى اسرائيل با وجود فشار شديد فرعونيان، بر آداب و عقايد و رسوم آبا و اجدادى خويش پاى مىفشردند و حتى نسبت به خالص ماندن نژاد خويش تعصب مىورزيدند و حاضر نمىشدند فرهنگ و قوميت خود را رها كنند و تسليم فرهنگ جاهلى و مشركانه فرعونى گردند. مقاومت و سرسختى آنان نيز بر قهر و غضب فرعونيان مىافزود و احساسات كينه توزانه آنان را مىشورانيد تا بيشتر سختگيرى كنند.
فراعنه مصر مردم را به پرستش خدايان و ارباب انواع دعوت مىكردند و خود را در زمره خدايان بر مىشمردند و بلكه فرعون زمان موسى (ع) خود را «برترين رب» «١» معرفى مىكرد؛ چنان كه قرآن كريم از او حكايت فرموده است:
«انَا رَبُّكُمُ الْاعْلى» «٢»