استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٢١

ناتوانى، دايره وسيعى دارد و شامل ضعف در بدن، نفس و حالات گوناگون مى‌گردد.
راغب اصفهانى مى‌نويسد:
ضعف در مقابل قوّت است و كسى كه ناتوان مى‌شود، ضعيف است. ضعف گاه در نفس و گاه در بدن و گاه در حال است. برخى ضَعف و ضُعف را دو لغت دانسته‌اند.
خليل مى‌گويد: «ضُعف (با ضمّ ميم) ناتوانى بدنى است و ضَعف (با فتح ميم) ناتوانى در عقل و انديشه. «١» «استضعاف»، مصدر باب استفعال است و اين وزن، داراى معانى گوناگونى است. دو معناى شايع آن، يكى «طلب» است؛ مثل «استغفار» به معناى طلب آمرزش، و ديگرى «مفعول را بر وصفى يافتن» است؛ مانند «استحسان» به معناى خوب و نيكو يافتن. «٢» واژه استضعاف را نيز به يكى از دو معنا يا معانى نزديك به آن، تفسير كرده‌اند. لغت شناس قديم عرب، ابوعبداللّه خليل زاهيدى (م. ١٧٥ ق) مى‌نويسد:
«استضعفتُه» يعنى او را ناتوان يافتم و در اثر ناتوانى‌اش، به ناروا بر او مسلط شدم. «٣» در صحاح اللغة «استضعفه» «عدّه ضعيفاً» معنا شده است؛ يعنى او را ناتوان شمرد و ضعيف به حساب آورد. «٤» ابن اثير در معناى مستضعف مى‌نويسد:
مستضعف كسى است كه ديگرى او را ضعيف كرده و به واسطه فقر و بيچارگى‌اش، بر او قلدرى و گردن كشى مى‌كند. «٥» در كتاب المصباح المنير نيز براى استضعاف دو معنا ذكر شده است: «رأيته ضعيفا او جعلته كذلك»، يعنى او را ناتوان ديدى يا او را ناتوان نمودى. «٦» نتيجه اين كه هيچ يك از لغت شناسان مستضعف را به معناى ضعيف ندانسته‌اند. از