استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٠٤
اين پاسخ، بسيار تحقير كننده و شكننده است. آنان به طاغوت قدرتمند و جبّارى چون فرعون اعلام كردند كه ما هرگز تو را بر خدا ترجيح نمىدهيم و جايزه و پاداش تو براى ما ارزشى ندارد و تهديدهاى تو پوچ و توخالى است و از طرف ديگر قدرت تو نيز محدود و ناچيز است. تو تنها مىتوانى به حيات فانى دنيايى و بىارزش ما پايان دهى، نه بيش از آن.
اين پاسخها و برخوردها، تمام شكوه و شوكت مستكبران را خرد مىكند و تباه مىسازد.
اگر به سنت و سيرت امام خمينى (قدّس سرّه) كه بر گرفته از قرآن و عترت است، توجه كنيم، اين اصل اساسى را در مقابله با مستكبران مشاهده خواهيم كرد. تحقير ابرقدرتها به عناوين مختلف در سخنرانىها، پيامها و عملكردهاى آن حضرت، شكوه و عظمت پوشالى آنان را فرو ريخت و استكبار را به شدت به خشم آورد، به عنوان نمونه، فتح «لانه جاسوسى آمريكا» در واقع پندار شكستناپذير بودن ابرقدرتها را باطل كرد. امام پس از اين اقدام انقلابى و شجاعانه فرمود:
«شما مىبينيد كه الان مركز فساد آمريكا را جوانها رفتهاند گرفتهاند و آمريكايىهايى كه در آنجا بودند گرفتند و آن لانه فساد را به دست آوردند و آمريكا هم هيچ غلطى نمىتواند بكند ... مگر آمريكا مىتواند دخالت نظامى در اين مملكت بكند ...؟! غلط مىكند دخالت نظامى بكند! نترسيد! نترسانيد! «١» ب- حمايت از مستضعفان حمايت از فقيران و محرومان در برابر مستكبران، در واقع ايجاد يك جبهه قوى و سازماندهى نيروهاى متفرق است. ارائه يك مكتب و انديشه نو، از سوى مصلحان و پشتيبانى از قشر وسيع جامعه و برانگيختن آنان بر ضد مستكبران، يكى ديگر از شيوه هايى است كه كارايى اش در طول تاريخ آشكار شده است. مخالفت ثروتمندان و قدرتمندان با پيامبران و پيروان راستين آنان، به اين دليل بوده است كه آنان ملتهاى خفته را بيدار و نيروهاى مخفى آنان را آشكار مىكردهاند. پيشنهاد آنان به پيامبران مبنى بر پراكنده ساختن فقيران و مستمندان از اطراف خود، از اين گذر تحليلپذير است؛ چرا كه آنان با اين