استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٢
دردناك دچار مىسازد و در برابر خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت.
ب- استكبار از اطاعت خدا. كسانى كه گر چه به ربوبيت و الوهيت خدا اعتقاد دارند و اهل عبادت و اطاعتند ولى اين اطاعت تا زمانى است كه با شأن آنان ناسازگار نباشد و هرگاه امر خدا را مطابق شأن و مرتبه خود ندانند، از اطاعت سرباز مىزنند و اظهار بزرگى مىكنند. استكبار شيطان از اين نوع بود. او گر چه به خالقيت و علوّ و قاهريت حق تعالى اعتراف داشت و ساليانى دراز عبادت كرده بود، ولى از اطاعت امر حق سرپيچى كرد و سجده كردن بر آدم (ع) را مطابق شأن، مقام و مرتبه خود ندانست و استكبار ورزيد و همين استكبار او را از مقام قرب پايين كشيد و به پستترين درجه ذلت و خوارى سوق داد.
٢- استكبار سياسى:
كسانى كه حاكميت و اداره جامعه را به دست مىگيرند و بندگان خدا را كوچك، پست، نادان و صغير و خود را قيّم آنان مىشمرند و بر گردن آنان سوار مىشوند و آنان را به بردگى مىگيرند و به ناحق و برخلاف اصول فطرى، عقلى و دينى بر مردم حكم مىرانند. استكبار فرعون، نمرود و همه حاكمان ستمگر در طول تاريخ از اين نوع بوده است.
«انَّ فِرْعَونَ عَلا فِى الْارْضِ وَ جَعَلَ اهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ» «١» فرعون در زمين گردن كشى كرد و مردم را طبقه طبقه ساخت و طبقهاى از آنان را به استضعاف گرفت.
حضرت موسى (ع) بر فرعون نسبت به همين استضعاف بنى اسرائيل و به بندگى گرفتن آنان اعتراض كرد:
«قالَ الَمْ نُرَبِّكَ فينا وَليداً وَ لَبِثْتَ فينا مِنْ عُمُرِكَ سِنينَ* وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتى فَعَلْتَ وَ انْتَ مِنَ الْكافِرينَ* ... وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها عَلَىَّ انْ عَبَّدْتَ بَنى إسْرائِيلَ» «٢» فرعون گفت: «آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را در ميان ما نگذراندى و آيا تو نبودى كه آن كار زشت را مرتكب شدى و به ربوبيت من كفر ورزيدى و ناسپاسى كردى؟!» ... موسى گفت: «آيا اين كه فرزندان اسرائيل را به