استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٠
از اين رو، انتظارهاى بيجا دارند و ايرادهاى واهى مىگيرند:
«... ابَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ انَّا اذاً لَفى ضَلالٍ وَ سُعُرٍ ءَالْقِىَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ عَلَيْهِ مِنْ بَيْنِنا ...» «١» آيا فردى از بشر را كه مانند ما و از خودمان است اطاعت كنيم؟! در اين صورت ما واقعاً در ضلالت و جنون خواهيم بود. آيا از ميان ما وحى بر او القا شده است؟! «لَوْلا انْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ اوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فى انْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبيراً» «٢» چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند، يا پروردگارمان را نمىبينيم؟! در نفس خود استكبار ورزيدند و سخت سركشى كردند.
«... لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْارْضِ يَنْبُوعاً اوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْانْهارَ خِلالَها تَفْجِيراً اوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً اوْ تَأْتِىَ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ قَبيلًا اوْ يَكُونَ لَكَ بَيْتٌ مِنْ زُخْرُفٍ اوْ تَرْقى فِى السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ ...» «٣» تا از زمين چشمهاى براى ما نجوشانى، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد يا باغى براى تو از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آنها جويبارها روان سازى يا چنان كه ادعا مىكنى، آسمان را پاره پاره بر ما فرو اندازى يا خدا و فرشتگان را در برابر ما آورى يا براى تو خانهاى از طلا باشد و يا به آسمان بالا روى و به بالا رفتن تو اطمينان نخواهيم داشت تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم.
گروهى سوم به مرحلهاى از استكبار رسيدهاند كه آشكارا با خدا نيز در افتاده و نه تنها حاضر نيستند به ربوبيت و الوهيتش اعتراف كنند و در پيشگاه خدا پيشانى بندگى به خاك بسايند، بلكه حتى خود نيز داعيه الوهيت و ربوبيت دارند و خود را ربّى از ارباب عالم و بلكه «رب اعلى» مىدانند. نمونه آشكار اين گروه، فرعون است كه گفت: