استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٩

سخن انسان است [نه گفتار خدا]!» از ديگر عالمان مستكبر كه قرآن از او ياد كرده است تا عبرت آدميان گردد، «سامرى» است. او، كه از ايمان آورندگان به موسى (ص) و تابع دين وى بود، در فرصت به دست آمده از غيبت آن بزرگوار استفاده كرد و اعتقاد خود را به كنارى انداخت و براى گمراه كردن مردم و به دنبال خودكشيدن آنان كوشيد. او از روحيات بنى اسرائيل آگاه بود و عشق آنان به بت‌پرستى و گوساله‌پرستى را مى‌دانست و از جدل و مغالطه آگاهى خوبى داشت. از اين رو، با مطرح كردن مغالطه‌هايى آنان را قانع كرد كه موسى (ع) وعده سى روز غيبت داده بود و حال آن كه چند روز گذشته است؛ پس او راست نگفته است و موسى (ع) گفته بود كه خداى او همه جا هست و همه را مى‌بيند و همه سخن‌ها را مى‌شنود؛ پس چرا به كوه طور رفته است تا مناجات كند. و موسى (ع) آنان را به خداى ناديدنى حواله كرده و حال آن كه خدا بايد ديدنى باشد تا بتوان با او سخن گفت و درد دل كرد و ... با اين وسوسه‌ها و مغالطه‌ها، آنان را از دين موسى (ع) باز گرداند وقانع كرد كه زينت‌هايشان را در آتش بيندازند تا گوساله‌اى طلايى برايشان بسازد و خداى آنان گرداند. سرانجام، از زينت‌هاى قوم، گوساله‌اى طلايى ساخت كه صدايى شبيه صداى گاو داشت و آن را خداى قوم معرّفى كرد و آنان را گمراه ساخت. «١» سامرى، نمونه عالمان مستكبرى است كه با بدعت‌هاى خود، دين‌هاى ساختگى به بشر ارائه كرده و پس از پيامبران، پيروان آنان را به تفرقه، گمراهى و ضلالت دچار ساخته‌اند.
فرهنگ استكبارى‌ براى شناخت فرهنگ استكبارى از ديدگاه قرآن، بايد چهره‌هاى شاخص مستكبران را مورد مطالعه و بررسى قرارداد و در پرتو ويژگى‌هايى كه قرآن كريم، براى آنان ذكر كرده، به «فرهنگ» آنان دست يافت. «ابليس»، سردمدار بزرگ جبهه استكبارى است كه براى نخستين بار اين عَلَم را برداشت و پيشوايى مستكبران را بر عهده گرفت. از مطالعه‌