استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١١٣
«لا يُحِبُّ اللَّهُ الجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ القَوْلِ الَّا مَنْ ظُلِمَ» «١» خداوند، فرياد به بدگويى را دوست نمىدارد، مگر از كسى كه مظلوم شده است.
اگر در جامعه تنها ماندهاند و توانايى دفاع از خويش را ندارند، بايد مانند حضرت لوط (ع) باشند كه بر عجز و ناتوانى خود از قيام در برابر ظالمان تأسف مىخورد «٢» و مىگفت:
«لَوْ انَّ لى بِكُمْ قُوَّةً اوْ اوى الى رُكْنٍ شَديدٍ» «٣» اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا به پشتيبان محكمى پناه مىبردم! در سوره شعراء، پس از نكوهش شعراى بى تعهد، شاعران متعهد را استثنا كرده، مىفرمايد:
«الَّا الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا» «٤» مگر آنان كه ايمان آوردهاند و عمل شايسته انجام مىدهند و خدا را فراوان ياد مىكنند و پس از آن كه مظلوم واقع مىشوند، [با شعر] انتقام خويش را از ستمگر مىگيرند.
ب- شناسايى و ابطال فرهنگ استكبارى:
يكى از مهمترين راههاى مبارزه با استكبار و جلوگيرى از تسلط فرهنگ فرومايهاش، شناسايى و ابطال آن فرهنگ است. قرآن درباره فرعون مىفرمايد:
«وَ ما امْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشيدٍ» «٥» و فرمان فرعون به صواب نبود.
علّامه طباطبائى، منظور از «امر» در اين آيه را اعمّ از كلام و عمل فرعون مىداند؛ «٦» يعنى قول و فعل فرعون كه از فرهنگ استكبارى اش نشأت مىگرفت، راه به صواب نمىبرد. درباره رهبران كفار نيز قرآن مىفرمايد: