استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٣٢
گفتند: «داخل بهشت نمىشود، مگر كسى كه يهودى يا نصرانى است.» اين آمال و اوهام آنان است.
«مِنْهُمْ مَنْ انْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لايُؤَدِّهِ الَيْكَ الَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِانَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِى الْامِيّينَ سَبيلٌ» «١» برخى از اهل كتاب [: يهوديان] را اگر يك دينار امانت دهى، آن را به توباز نمىگرداند مگر اين كه [براى گرفتن آن] پيوسته بالاى سرش بايستى و اين بدان سبب است كه گويند: «ما، در برابر امّيّين [: غير يهوديان] مسؤول نيستيم.» ٤- نمودهاى استكبارى توهّمات باطل بنى اسرائيل، از همان هنگام نجات يافتن، آنان را به بيراهه كشانيد و به كارهايى واداشت كه نشانگر روحيه استكبارى و خودبرتربينى آنان بود. اينك، به مواردى از كژروىها و تجاوزگرىهاى بنى اسرائيل، كه از آيات قرآن استفاده مىشود، مىپردازيم.
الف- شرك و بت پرستى بنى اسرائيل، به محض عبور از رود نيل، از موسى درخواست خدايى اختصاصى، محسوس و ملموس كردند. قرآن كريم از ماجرا چنين سخن مىگويد:
«وَ جاوَزْنا بِبَنى اسْرائيلَ الْبَحْرَ فَاتَوْا عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى اصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسى اجْعَلْ لَنا الهاً كَما لَهُم آلِهَةٌ قالَ انَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» «٢» و بنى اسرائيل را از دريا به ساحل رسانديم. پس، به قومى كه به پرستش بتان خود مشغول بودند، برخوردند [و به آيين بت پرستى مايل شدند] و گفتند: «اى موسى! براى ما خدايى چون خدايانى كه اين بت پرستان دارند، مقررّ كن.» موسى در پاسخ گفت: «شما مردمى سخت نادانيد.»