استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٤٥
تمام معنا ادا نمىشود و اين امر اختصاص به اسلام ندارد؛ چرا كه قرآن اين هدف را، هدف همه پيامبران مىداند:
ما پيامبرانمان را با دليلهاى روشن فرستاديم و با ايشان كتاب و ترازو نازل كرديم تا مردم به عدالت و راستى بگرايند. «١» درباره حضرت داود (ع) نيز مىفرمايد:
چون ميان مردم حكم مىكنى با قسط و عدالت حكم كن كه همانا خداوند كسانى را كه به عدالت حكم مىكنند، دوست دارد. «٢» و از مؤمنان مىخواهد كه براى قسط به پا خيزند. «٣» و اين همه به دليل آن است كه حكومت بر مردم، جز براى اجراى عدالت ارزشى ندارد. در آيين اسلام، حاكميت از آنِ حاكم عادلى است كه براى برقرار ساختن عدالت همه جانبه در جامعه تواناست؛ زيرا نيل به حق و حقيقت در پرتو حاكميت حاكم عادل ممكن است. امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
در ولايت حاكم عادل و كارگزاران او، هر حقّى احيا و هر ستم و فسادى از بين مىرود. «٤» امام على (ع) نيز شهيد راه عدالت بوده است نخستين جنگى كه در دوران حكومتش بر او تحميل كردند، از سوى كسانى بود كه به بهانههاى مختلف، مانند مهاجر بودن، قريشى بودن، سبقت در اسلام و حضور در جنگها، توقّع برخوردارى از حقوق و مزاياى اجتماعى بيشترى داشتند؛ در حالى كه آن حضرت هيچ يك از اين عنوانها را، ملاك تبعيض نمىدانست. «٥» در فقه اسلامى نيز وجود چنين امتيازاتى ملغى شده است؛ چنان كه يكى از عالمان در اين باره مىنويسد: