استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ١٣٣

در اين ماجرا، دو موضوع شايسته دقّت است: يكى تقاضاى خداى محسوس و ديدنى؛ و علّت آن چنان كه علّامه طباطبائى گفته است اين بوده كه گر چه بنى‌اسرائيل تا آن زمان بر دين توحيدى جدّ خود، ابراهيم (ع) بودند، ولى به واقع، مردمى مادّى و حسّى بودند و جز به شى‌ء محسوس و مادّى اعتقادى اصيل نداشتند. از طرف ديگر، مدت‌ها همجوارى با قبطيان بت پرست در آنان بى تأثير نبود؛ «١» از اين رو، تقاضاى خداى ديدنى و محسوس كردند. موضوع دوم، تقاضاى خداى اختصاصى است. آنان به دليل ويژگى خودبينى و استكبارى كه يافته بودند، خود را از ديگر مردم جدا مى‌دانستند و خدايى اختصاصى مى‌خواستند و از اين رو، به حضرت موسى (ع) گفتند: «اجْعَلْ لَنا الهًا كَما لَهُمْ آلِهَةٌ». حضرت موسى (ع) به سخن آنان پاسخ گفت و عمل بت‌پرستان را باطل شمرد و فرمود:
«اغَيْرَ اللَّهِ ابْغيكُمْ الهاً وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمينَ» «٢» آيا جز خدا را براى شما به خدايى بپذيرم و حال آن كه او شما را بر جهانيان برترى داد؟! ولى متأسفانه اين گرايش‌هاى زيانبار همچنان در يهود باقى ماند و چندى بعد ظهور كرد؛ هنگامى كه حضرت موسى (ع) براى سى روز به ميقات «طور» رفت و بر زمان ميقات ده روز اضافه شد؛ پس از پايان يافتن سى روز و نيامدن حضرت موسى (ع) منحرفان از فرصت استفاده كردند و به سردمدارى سامرى، بر خليفه موسى شوريدند و با ساختن گوساله، مردم را به گوساله پرستى كشانيدند؛ گوساله‌اى كه نه مى‌ديد و نه مى‌شنيد و نه مى‌توانست دردى از دردهاى آنان را دوا كند. «٣» ب- بهانه جويى‌ يكى ديگر از نمودهاى استكبارى بنى اسرائيل، بهانه تراشى‌هاى مختلف آنان در