استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٧٢

«ما اتى‌ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ الَّا قالُوا ساحِرٌ اوْ مَجْنُونٌ» «١» هيچ پيامبرى پيش از آنان نيامد، مگر آن كه گفتند: «جادوگر يا ديوانه است.» در برابر دعوت موسى، فرعون مى‌گفت:
«انّى‌ اخافُ انْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ اوْ انْ يُظْهِرَ فِى الْارْضِ الْفَسادَ» «٢» مى‌ترسم كه او دين شما را عوض كند يا در زمين فساد بيفكند.
او بدين وسيله به مردم القا مى‌كرد كه شما، خود، داراى دين و آيين هستيد و با بودن موسى از دو جهت نگران شما هستم: يكى آن كه عقيده شما را بگيرد و ديگر آن كه اختلاف افكنى كند و فساد به پا نمايد. «٣» به تعبير علّامه طباطبايى، اين، گونه‌اى «اتهام سياسى» بود كه بدين وسيله مى‌خواستند مردم را از او جدا و از نفوذ افكارش جلوگيرى كنند فرعونيان شايع كردند كه موسى دشمنى است كه مى‌خواهد با حيله شما را از خانه‌هايتان آواره كند. «٤» ٤- رواج آداب و رسوم قومى‌ مستكبران براى ايجاد الفت و اعتقاد ميان زير دستان خود و به وجود آوردن اتحاد قومى و تاريخى، به آداب و رسوم قومى و قبيلگى توسّل مى‌جويند و با ساختن نمادهاى قومى و رواج آن‌ها، همگى را پيرامون اين نمادها گرد مى‌آورند. عشق و اعتقاد به اين نمادها، هيچ دليل عقلانى ندارد و تنها از علاقه قوميت، مليّت و پايبندى به رسوم و اعتقادات آبا و اجدادى نشأت مى‌گيرد:
«انَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ اوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِى الْحَياةِ الدُّنْيا» «٥» بى گمان، شما غير از خدا، بتانى براى خود برگزيده‌ايد كه مايه محبت و الفت شما در زندگى دنيا باشد.