استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٦٤
كند، سرباز مىزنند. از اين رو، در صف مقدم مخالفان انبيا قرار مىگيرند و در طول تاريخ، براى حفظ شوكت شيطانى خويش كفر ورزيدهاند.
«وَ ما ارْسَلْنا فِى قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انّما بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِروُنَ» «١» ما هيچ رسولى نفرستاديم، مگر آن كه ثروتمندان عيّاش آن ديار گفتند: «بى گمان، ما به رسالت شما كافريم.» و حتى از شنيدن سخن حق گريخته يا انگشت بر گوش خود گذاردهاند.
«وَ انّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَلَهُمْ جَعَلُوا اصابِعَهُمْ فى اذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَ اصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً» «٢» [نوح گفت: بارالها] هر چند آنان را به مغفرت تو خواندم، انگشت بر گوش نهادند و جامه به رخسار افكندند و بر كفر اصرار ورزيده و سرسختانه استكبار نشان دادند.
«وَ اذا تُتْلى عَلَيْهِ اياتُنا وَلىَّ مُسْتَكْبِراً كَانْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فى اذُنَيْهِ وَقْراً» «٣» و هرگاه بر او آيات ما [قرآن] تلاوت شود، چنان با استكبار روى گرداند كه گويى نشنيده [يا] گويى در گوشهايش سنگينى است.
«وَيْلٌ لِكُلِّ افَّاكٍ اثيمٍ يَسْمَعُ آياتِ اللَّهِ تُتْلى عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها» «٤» و اى بر هر دروغگوى بدكار آن كه آيات خدا را كه بر او تلاوت مىشود مىشنود و بر طغيان و استكبار اصرار مىورزد، گويى آن آيات را نشنيده است.
٦- بى اعتنايى و تحقير تودههاى مستضعف بينش و قضاوت مستكبران، درباره مؤمنانى كه از اقشار مستضعف جامعهاند، اين است كه آنان اراذل و اوباش و ساده لوحند. «٥»