استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٧
- هنگام نزول عذاب آشكار مىگردد كه جز ولايت الهى هيچ وسيله نجات دهندهاى نيست و اين حقيقت مستور از ديد دنيا گرايان رخ مىنمايد.
استكبار اقتصادى سرانجام شومى است كه بسيارى از انسانها به هنگام بهرهمند شدن از مواهب طبيعى و مادى بدان گرفتار شدهاند:
«انَّ الْانْسانَ لَيَطْغى انْ رَاهُ اسْتَغْنى» «١» همانا انسان هرگاه خود را غنى و بى نياز ببيند، طغيان مىكند.
٤- استكبار علمى:
كسانى كه به مراتب و درجات علمى مىرسند و آن مرتبه علمى در آنان غرور ايجاد مىكند و آنان را به استكبار مىكشاند، داراى اين گونه از استكبارند. نمونههايى از اين مستكبران نيز در قرآن مطرح شده است؛ از جمله بلعم بن باعورا كه قرآن در بارهاش مىفرمايد:
«وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذى اتَيْناهُ اياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَاتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الغاوينَ» «٢» بخوان بر آنان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم، ولى از لباس آيات ما به در آمد و شيطان او را تعقيب كرد و از گمراهان شد.
بلعم بن باعورا بود كه خدا آيات توحيد را به او نمايانده بود؛ به گونهاى كه حقيقت برايش آشكار و متجلى شده و هيچ شك و شبههاى برايش نمانده بود، ولى از روى استكبار و هواپرستى به جبهه كفر فرعونى پيوست و در برابر موسى (ع) قرار گرفته و از لباس حق به درآمد. «٣» بنا بر روايتى، بنى اسرائيل به فرماندهى يوشع بن نون (ع)، وصىّ حضرت موسى (ع)، براى فتح يكى از شهرهاى عمالقه مصمّم شدند. پادشاه آن شهر به بلعم متوسل شد تا برايشان دعا كند و پيروزى آنان و شكست بنى اسرائيل را از خدا بخواهد. وقتى بلعم