استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٦
مىآيد:
- فخر فروشى و باليدن به دارايىهاى خود و تحقير ديگران به دليل محروميتشان؛ - خودنمايى و جنون نمايش ثروت و قدرت؛ - مال، ثروت، مقام و موقعيت را حاصل علم، تدبير و كاردانى خود دانستن؛ - سرمستى كردن و دل خوش بودن به دارايىها؛ - به خدا شرك ورزيدن و دنيا را جاويد پنداشتن و قيامت را انكار كردن؛ - خود را محبوب خدا دانستن؛ - فساد و گناهكارى؛ - علوّ و برترى جويى؛ - حق را ناشنيدن، قلب عبرتگير و چشم بينا را از دست دادن؛ - همكارى با مستكبران سياسى در حاكميت ظالمانه بر مردم.
از آيات قرآن و روايات استفاده مىشود كه قارون، همكار فرعونيان بوده است:
«وَ لَقَدْ ارْسَلْنا مُوسى بِاياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ الى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ ...» «١» ما موسى را با نشانههاى آشكار و دليل محكم به سوى فرعون، هامان و قارون فرستاديم.
معلوم مىشود كه او از منافقان حيله بازى بوده است كه فرعون از ميان بنى اسرائيل برگزيده و زمام اختيار آنان را به وى سپرده است تا آنان را به نفع دستگاه حاكم استثمار كند و از اين راه، ثروت كلانى به هم زده است. «٢» همچنين، اين آيات در بردارنده درسهاى مهم ديگرى نيز هست؛ مانند موارد زير:
- نعمتهاى دنيايى مادّى، محكوم به فناست و با حادثهاى در لحظهاى نيست و نابود مىشود. اعتماد به چنين تكيه گاهى از خِرَد به دور است.
- هنگام نزول قهر و غضب خدا از انبوه دوستان و ياران دوران خوشى خبرى نيست و انسان را رها مىكنند و به سراغ كار خويش مىروند و از دوستان صادق نيز كارى ساخته نيست.