استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٥٥
دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً* هُنا لِكَ الْوَلايَةُ لِلّهِ الْحَقّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً» «١» براى آنان مثالى بزن: آن دو مرد كه براى يكى از آنان دو باغ از انواع انگورها قرار داديم و گرداگرد آن دو را با درختان خرما پوشانيديم و در ميانشان زراعت پر بركتى برنهاديم. هر دو باغ ميوه آورده بود [ميوههاى فراوان] و چيزى فروگذار نكرده بود و ميان آن دو، نهر بزرگى جارى ساخته بوديم. صاحب اين دو باغ، در آمد فراوانى داشت، به همين دليل، به دوستش- در حالى كه با او گفت و گو مىكرد- گفت: «من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات نيرومندترم.» و در حالى كه به خود ستمكار بود، در باغ خويش گام نهاد و گفت: «من گمان نمىكنم هرگز اين باغ نابود شود و باور نمىكنم كه قيامت بر پا گردد و اگر به سوى پروردگارم باز گردانده شوم [و قيامتى در كار باشد] جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت!» دوست [با ايمان] وى- در حالى كه با او گفت و گو مىكرد- گفت: «آيا به خدايى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريده و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داده است، كافر شدهاى؟! ولى من كسى هستم كه اللّه پروردگار من است و هيچ كسى را شريك پروردگارم قرار نمىدهم. چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى [اين نعمتى است كه خدا خواسته است] توان و نيرويى جز از ناحيه خدا نيست ...؟!» [به هر حال عذاب الهى فرا رسيد] و تمام ميوههاى آن نابود شد و او به دليل هزينههايى كه در آن صرف كرده بود، پيوسته دستهاى خود را به هم مىماليد- در حالى كه تمام باغ بر داربستهايش فروريخته بود- و مىگفت: «اى كاش كسى را همتاى پروردگارم قرار نداده بوم!» و گروهى نداشت كه او را در برابر [عذاب] خداوند يارى دهند و از خودش نيز نمىتوانست يارى بگيرد. در آن جا ثابت شد كه ولايت [و قدرت] از آن خداوند بر حق است؛ اوست كه بهترين ثواب و بهترين عاقبت را [براى مطيعان] دارد.
از اين آيات، روحيات مستكبران اقتصادى، بلكه همه مستكبران به خوبى به دست