استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٤٨
اسْتَكْبَرُوا فِى انْفُسِهِمْ وَ عَتَوْ عُتُوَّا كَبيراً» «١» و آنان كه به لقاى ما اميدى نداشتند، گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدهاند يا چرا پروردگارمان را نمىبينيم؟» آنان در خويش استكبار ورزيدند و تمرّد و بزرگى كردند.
در اين آيه به دو درخواست كفار در برابر رسالت پيامبر اسلام (ص) اشاره شده است.
آنان براى قبول اسلام نزول ملائكه بر خود يا رؤيت خداوند را مىطلبيدند «٢» و اين تقاضاها ريشه در استكبار درونى آنان داشت. آنان خود را بزرگ و در حد پيامبران الهى و بلكه بالاتر مىدانستند و مىگفتند كه چرا خداوند به طور مستقيم با خود ما سخن نمىگويد و بر ما وحى نمىفرستد و يا چرا ما نمىتوانيم خدا را ببينيم.
زمخشرى در تفسير اين آيه مىگويد:
معناى «استكبروا فى انفسهم» اين است كه آنان استكبار از حق و عناد را در دلهاى خود پنهان كردهاند؛ همان گونه كه فرمود: «انَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ فى آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ اتيهُمْ انْ فى صُدُورِهِمْ الَّا كِبْرٌماهُمْ بِبالِغيهِ» «٣» . [كسانى كه در آيات الهى بدون حجت و دليل مجادله مىكنند، در سينه هايشان جز كبر و بزرگى نيست و البته به آن نخواهند رسيد.] «٤» اين آيه بيانگر دو نكته اساسى و مهم ديگر نيز هست كه عبارتند از:
اوّلًا: مستكبران سعى در مخفى داشتن چهره واقعى خود دارند و ترجيح مىدهند كه به جاى آشكار كردن اهداف توسعه طلبانه و برترى جويانه خود، بهانههاى واهى و عوامفريبانه مطرح سازند.
ثانياً: بسيارى از اشكال تراشىها، آرزوهاى بلند و انكارها هر چند به ظاهر در قالب بحث و مجادله مطرح گردد، ريشه در روحيه استكبار و برترى جويى دارد.
روحيه استكبارى، پس از قوت و شدّت يافتن، آثار بيشترى از خود نشان مىدهد و