استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٤٣
بدانان گفتند: «شما در چه حالى بوديد؟» گفتند: «ما در سرزمين خود در فشار و مستضعف بوديم. [فرشتگان] گفتند: «مگر سرزمين خدا پهناور نبوده كه مهاجرت كنيد؟!» آنان جايگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى دارند.
٤- مستضعفان صالح:
اين مستضعفان خود بر دو گروه تقسيم مىشوند:
الف- كسانى كه به دليل ضعف جسمى يا مالى توان قيام و اقدام عليه نظام حاكم يا مهاجرت را ندارند و به اجبار در جامعه كفر و ظلم ماندهاند، ولى از آن محيط و فساد و كفر حاكم بر آن بيزارند و با تضرع و زارى از خداوند، رهايى مىطلبند. قرآن درباره اينان مىفرمايد:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا اخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ اهْلُها وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» «١» چرا در راه خدا و [براى نجات] مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه مىگويند:
«پروردگارا! ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند، بيرون بر و براى ما سرپرست و ياورى از جانب خود قرار ده!» پيكار نمىكنيد؟! ب- خواص مستضعف، از رهبران فكرى و سياسى جامعهاند و با تمام نيروى خود عليه كفر، ظلم و بى عدالتى مبارزه مىكنند، ولى ظالمان و مستكبران با كمك ياران خود آنان را به انزوا كشانده و حقشان را غصب كرده و شايستگى شان را ناديده گرفتهاند. اين خواص مستضعف گر چه امكان قيام ندارند ولى هچ گاه تسليم نمىشوند و هميشه در پى تهيه مقدمات و فرصت و زمينه مناسب براى قيام و گرفتن زمام رهبرى جامعهاند و خداوند نيز به آنان وعده پيروزى داده است:
«وَ نُريدُ انْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فى الْارْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ ائِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ