استكبار و استضعاف در قرآن

استكبار و استضعاف در قرآن - سروش، محمد؛ حیدری، احمد - الصفحة ٤١

٢- مستضعفان معذور:
آن گروه از مستضعفان فكرى كافر كه كفر آنان از سرِ جهل مطلق است و توان فهم و شناخت حق را ندارند يا امكان آن را به هيچ وجه نيافته‌اند و يا در غفلت كامل به سر مى‌برند، «مستضعفان معذور» اند.
روشن است كه با بودن غفلت، قدرت و توانى وجود ندارد، چه اين كه با بودن جهل، راهى به حق نيست. از آيات قرآن نيز استفاده مى‌شود كه اين افراد مجازات نخواهند شد و عذر آنان پذيرفتنى است قرآن در اين باره مى‌فرمايد:
«لا يُكَلّفُ اللَّهُ نَفْساً الَّا وُسْعَها لَها مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَااكْتَسَبَتْ» «١» خدا هيچ كس را تكليف نكند، مگر به قدر توانايى‌اش [و روز جزا] نيكى‌هاى هر شخص به سود خود او و بدى هايش نيز به زيان اوست.
پس، تكليف در محدوده «قدرت» و «وسع» است و چون آنچه مورد غفلت قرار گرفته، خارج از وسع و قدرت است، تكليفى نسبت به آن وجود ندارد. حتّى از اين آيه مى‌توان به ضابطه‌اى كلّى دست يافت و بر اساس آن، موارد «عذر» را تشخيص داد و آن قاعده اين است: «عذر در موردى است كه انجام ندادن كار، معلولِ تلاش نكردن انسان نيست و او در نپذيرفتن حق و انجام ندادن كار، هيچ دخالتى ندارد.» فرد نادان به مسائل دينى، اگر در جهل خود، مقصّر باشد و در فراگيرى معارف دينى كوتاهى كرده باشد، ترك وظيفه به خود او مربوط و معصيت و گناه است و اگر نادانى‌اش معلول كوتاهى و تقصير در فراگيرى معارف نباشد و عوامل بيرون از اختيار، باعث جهل يا غفلت و يا ترك عمل به وظيفه شده باشد، اين كوتاهى به او مستند نبوده و او گناهكار نيست و از قبول حق استكبار نكرده است. پس با «كسب»، موضوع ثواب و عقاب پيش مى‌آيد و آنچه خود انسان كسب نكرده، سزاوار ثواب و عقاب نيست.
از اين جا روشن مى‌گردد كه مستصعف، دست خالى است و چيزى به نفع يا ضرر او نخواهد بود؛ زيرا چيزى به دست نياورده است و سرانجامِ او با خداست كه در آيه بعد